postheadericon آقا معلم، من را یادتان هست؟

هجده سال پیش، کلاس اول دبیرستان که بودم بابت بی انضباطی از یک معلم سیلی خوردم و خیلی برایم سنگین تمام شد.
چند وقت پیش آن معلم را دیدم. پیر و فرتوت شده بود و قدش هم به زور تا زیر شانه ام می رسید.
رفتم جلو و سلام کردم و گفتم: آقای معلم منو یادتونه؟ ۱۸ سال پیش سر یک بی انضباطی زدی توگوشم؟
معلمم از پایین نگاهی به من کرد و صورتش را آورد بالا وگفت: یا بزن یا حلال کن.
من که اصلا انتظار این چنین صحبتی رو نداشتم ، شرمنده شدم. نشستم و دستش را بوسیدم.
از کار و بارم پرسید. گفتم: کانونی شدم. پس از لحظه ای مکث، خندید و گفت حالا تو معلم من شدی.!! تعجب کردم و پرسیدم چطور؟
گفت: بچه که بودم بهترین خاطراتم از کانون بود و مربی های مهربانش. حالا فکر می‌کنم برگشتم به آن دوران…
خداوند بر عزت و شرف همه معلم ها و مربی ها بیافزاید و صد در دنیا و هزار در آخرت نصیبشان کند.

احسان بلوری مربی کتابخانه سیار روستایی خراسان جنوبی

دیدگاهی بنویسید