postheadericon آمارگیری فرصتی برای…

یک ماهه‌ی پایانی سال گذشته و یک ماهه‌ی نخست سال جدید به فرآیند و فعالیت نه چندان سودمند آمارگیری کتاب _برای برخی_ سپری گردید. جدای از این‌که آمار و آمارگیری به چه میزان مفید و مؤثر بوده و حاصل این دو ماهه‌ی با کتاب ها خو گرفتن چه می‌باشد، در این یادداشت به بررسی زوایای ظاهری اما پنهان این امکان خواهم پرداخت. خواهشم قبل از ورود به بحث و گپ خودمانی با همکارانم، پذیرش با صداقت و به دور از تعصب بی‌جا و سعه‌ی صدر خالصانه‌ی ایشان است…
-حتماً برایمان بارها این اتفاق تکرار شده که عضو یا مراجعه کننده‌ای، کتابی با موضوع خاص مطالبه نماید و ما بر اساس اطلاعات ناقصمان از عناوین و محتوای کتاب های موجود در کتاب‌خانه، پاسخ منفی به وی داده و با گفتن «نداریم» آب پاکی به دستش ریخته و او و خودمان را خلاص کرده ایم.
 خودمانیم، وقتی آمارگیری تمام شد،تازه فهمیدیم، چقدر کتاب با موضوعات جست‌وجو شده توسط اعضا داشته ایم که خودمان بی خبر بوده ایم و خیلی راحت و بی دردسر گفته بودیم، نداریم!
-امسال که دستمان برای مرجوع کردن کتب بازتر از سال های قبل بود، به بچه ها حق می‌دادیم که سراغ بعضی از کتاب‌ها نروند و حتی به قفسه‌ی آن‌ها نیز نزدیک نشوند و خدا می‌داند چه اعضایی که با خواندن چند سطر از کتاب‌هایی که مرجوع‌شان کردیم از هرچه کتاب است بیزار شده و عطای کتاب‌خوانی را به لقای کتاب‌خانه بخشیده اند.
-اوراقی ها را که داخل کارتن می تپاندیم! به همت و پشتکار بعضی از اعضا و همراهی خانواده‌های‌شان در اجازه‌ی ورود کتاب های کثیف و آلوده به محیط خانه و خانواده، درود می‌فرستادیم که حتی برخی کتاب‌هایمان را جلد نایلونی می‌کشیدند و دوخت زده تحویلمان می‌دادند!
– حذفی‌ها را که بیرون می کشیدیم، تازه به مشکلات و ایرادات محتوایی و ظاهری اش پی بردیم. البته بعضی ها را چند سالی است که پی برده بودیم،اما گوش شنوایی نبود، ولی علت حذف بعضی دیگر را هنوز هم که هنوز است نفهمیده ایم، این‌که چرا نوشته شود و بعد از چرخه کتاب ها حذف گردد!…
– از باطله ها و مفقودی‌ها هم سؤالی به میان نیامد، هیچ کس نگفت کم است، زیاد است، بد است، خوب است و… بین خودمان بماند ولی همکاران خدمات برای تبرئه خودشان هم که شده از جاهایی کتاب در می‌آوردند که عقل جن  هم به آن جا نمی‌رسید!
– برای بازگرداندن کتاب‌های امانتی، کارت یادآوری قدیمی شده، تلفن منزل و محل کار پدر قطع است، مدرسه و آموزشگاه هم که پاسخگو نیستند، می‌ماند یک شماره‌ی ایرانسل که متعلق به مادر های بیچاره است!باز هم گلی به جمال مادران…
 همه‌ی این ها برای چه بود! برای این‌که بین موجودی واقعی و موجودی دفتر ثبت، اختلاف، حداقل باشد!
بالاخره آمارگیری با همه‌ی فراز و فرودش به اتمام رسید.
برای بعضی‌ها بیگاری بود، برای تعدادی بیکاری و برای برخی هم بیعاری!
به هیچ‌کس برنخورد اگر عرض کنم این آمارگیری نداشت آنچه می‌بایست می‌داشت و آن بیداری بود، بیداری…
آیا به این فکر کرده ایم که خیلی هایمان اوراق شده ایم و می‌بایست مرجوعمان کنند. رجوع به روز های اول خدمت! رجعت به آرمان‌ها و ارزش‌هایی که اول استخدام به عنوان امتیازات یک مربی متعهد و کار بلد، می‌شمردیم.
به این فکر کرده‌ایم که خیلی از شیوه‌های‌مان در مربی گری باطل شده و می‌بایست از دایره‌ی ذهنمان حذف گردد؟!
به گمشده های پولی خود و کتاب خانه‌مان نه، به گمشده های واقعی و حقیقی خودمان فکر کرده ایم؟!
به این‌که بین وجود واقعی خودمان با موجودی بیرون‌مان چقدر اختلاف است فکر کرده ایم؟!
آیا به تراز حساب و کتاب‌مان در آمار گیری از خود فکر کرده ایم ؟!
اصلاً به این که درآمارگیری از خودمان چند چندیم! فکر کرده ایم؟!
به (حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا)، چطور؟
فکر کرده ایم…؟!
چندی قبل مطلب کوتاه و پند آموزی خواندم که خواندنش برای شما نیز خالی از لطف نخواهد بود؛
گاهی خودم را مثل یک کتاب ورق می‌زنم، مثل یک کتاب که فرصت ویرایشش به پایان نرسیده، آخر بعضی فکرهایم نقطه می‌گذارم که بدانم باید تمام‌شان کنم، بین بعضی حرف‌هایم کاما، که بدانم باید با کمی سکوت ادای‌شان کنم، بعد بعضی رفتارهایم علامت تعجب! و آخر بعضی عادت هایم علامت سؤال؟
خودم را هرچند شب یک‌بار ورق می‌زنم، تا فرصت ویرایش هست، بعضی از عادت‌هایم را حذف می‌کنم اما بعضی را پر رنگ. یک روز این کتاب چاپ می‌شود به دست من می‌دهند و فرصت ویرایش به پایان می‌رسد و کسی می‌گوید:
 « اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»
 بخوان کتابت را، امروز تو برای حسابرسی از خودت کافی هستی…

با احترام
اسماعیل عسکری، مربی مسوول فرهنگی مرکز سبزوار ۲ استان خراسان رضوی

۹ دیدگاه براي " آمارگیری فرصتی برای… "

  • ابدالی:

    متشکرم ، مطالبتان تلنگر خوبی بود برایمان با آرزوی عاقبت بخیری

  • صدیقی:

    سلام. مطالبتان یادآوری و تکان دهنده بود. سپاس

  • سماواتی فر:

    مثل همیشه بسیار عالی .متشکرم

  • شهمیرزادی:

    با سلام واحترام خدمت همکار خوبمان آقای عسگری

    پیامبرمهربانی فرموده اند :هر مسلمانی باید هر شب به هنگام خواب اعمال روزانه اش را محاسبه کند تا بداند چه کرده وچگونه بایدمهیاشود برای محاسبه ی روز بزرگ

    بااین نگاه متعالی ان شاءالله همه ی ما گامی به سوی ارتقاء دانش وبینش ومنش مربی گری مان برداریم

  • درود بر همکار آگاه و دلسوز ما آقای یسگری گرامی

    من هم به عنوان یک همکار کانونی که با نگرانی توام با امیدواری چشم به اوضاع کانون دوخته‏ام با دیدگاه ارزشمند و نکته سنجانه شما همداستانم.
    کانون در ده سال اخیر، به ویژه دوره مدیریت پیشین با شتاب به سوی سیاسی‏کاری دویده است و پیامد این انحراف از مسیر، چیزی جز ابتلای بیشتر ما کانونی‏ها به رخوت و بی‏انگیزگی و فرونشستن موج‏های پر شور هیجان خدمت به فرهنگ این مرزو بوم نبود.
    امید است که در مدیریت جدید با گزینش مدیرانی شایسته ، کارشناسانی مجرب ومربیانی با انگیزه و فرهنگ دوست و کتابخوان، همچنین بازگرداندن انگیزه و امید به رگ رگ همکاران کانونی نگرانی جدی دلسوزانی چون شما به امید و انگیز بیشتر مبدل گردد

  • باران بهاری:

    آقای عسگری، برادر خوبم .شما که حالتان خوب است وقتی هرماه نه که هرهفته غبار از دلتان می گیرید به بهانه حضورو سلامی سبزکه ذکرش ویادش نیز غبارروبی است تا چه رسد به نظاره مدام . خدا بخواهد برایتان و برای همه ،این ملاقاتهای مداوم شیرین حرم را.
    واما…من ایمان دارم به مربیان، خواهران وبرادران عزیزم که غباری بردلشان نیست .کسانیکه با کودک وکلمه کار می کنند، خودشان نسیم اند،بارانند، نسیم وباران راچه به غبار .فقط قدری دلشان گرفته است از کم لطفی “باران بهاری” که دروانفسای روزمرگی یادش می رود باید هرصبح به همه آنها سلام کند وبرایشان دعا کندکه خدایا بروسعت قلب، وسعت روزی،وسعت نگاه ساکنان بهشتهای زمینی ات بیفزا. مربیان مهربانی که دل نازکند.پروردگارا نعمت خواندن،خواندن و خواندن راازما مگیر.
    خدایا چه خوب شد که کتابخانه هاپالایش شدند و پاکیزه، ما رانیزپاکیزه گردان.آمین

  • مطیع:

    سلام
    قیاس بسیار جالبی از آمار گیری کتابها ی مراکز با حساب و کتاب خودمان بود امیدوارم این قیاس را گه گاهی نه تنها در کار بلکه در تمام زندگی مان داشته باشیم . با آرزوی موفقیت

  • حق پرستی:

    سلام و خدا قوت زیبا بود در ضمن این تکه را خوب آمدید “گلی به جمال مادران” چون ما هم از این خط همیشه در دسترس بیشترین استفاده را می کنیم.

دیدگاهی بنویسید