گفت‌وگو با نوشین فرهادی، کارگردان نمایش عروسکی " به دنبال صدا"

postheadericon این شگفتی فقط از بالا دیدنی است!

تنها نمایش عروسکی بود که متفاوت اجرا شد. برای مشاهده تمام نمایش‌ها باید روی صندلی سالن می نشستید و به روبرو نگاه می‌کردید. اما این یکی روی میز نور، آن هم بر روی زمین صحنه اجرا شد. هر کسی طالب بود تا کار را بهتر ببیند، باید دور تا دور عروسک گردانان می‌ایستاد و صحنه را نظاره می‌کرد. بقیه هم از طریق ویدیو پروژکتور کار را تماشا می‌کردند.
نمایش عروسکی ” به دنبال صدا” تلفیقی از نقاشی با ماسه، عروسک‌های میله‌ای و سایه ‌ای است. کارگردان، نوشین فرهادی دو سبک نمایشی و یک سبک نقاشی را به کار می‌گیرد تا داستان یک روباه بازیگوش، پیش چشمان کنجکاو تماشاگران روایت شود. در این نمایش، جز موسیقی، صدای دیگری شنیده نمی‌شود. او مخاطب خاصی برای این کار تعریف نکرده است. اعتقاد دارد از کودک سه ساله تا پیرمرد ۶۰ ساله، پذیرای نمایش هستند.
از منظر وی ، نمایش عروسکی، همه شگفتی و تخیل گرایی است. در دانشگاه، صنایع دستی خوانده، لیکن دلش برای نمایش عروسکی می‌تپد. با نوشین فرهادی، که  اصالتا” بختیاری و از طایفه بهداروند است، زمانی به گفت وگو نشستیم که هنوز نتیجه شانزدهمین جشنواره نمایش عروسکی کانون در شیراز مشخص نبود. این مربی فرهنگی مرکز جونقان کانون پرورش فکری استان چهارمحال و بختیاری که مبانی هنرهای تجسمی و رنگ را نیز تدریس می‌کند، به نوآوری می‌اندیشد. وی با یک باور پا پیش گذاشت و درصدد بود تا جرقه ای که به ذهنش رسیده، به جایی برسد. آمده بود تا باورش را به صحنه برساند، حتی اگر داوران، زیر نام و اثرش، امضا نمی‌کردند. لیکن، نوشین فرهادی بیرگانی، رتبه سوم کارگردانی و رتبه نخست طراحی و اجرای صحنه در شانزدهمین جشنواره نمایش عروسکی ویژه کارشناسان، مربیان و اعضای ارشد کانون را در کارنامه خود ثبت کرد و به جونقان بازگشت. این گفت وگو، نمایش ” به دنبال صدا” و کارگردان آن را به شما بیشتر معرفی می کند.
گفت وگو از: محمدحسین دیزجی
عکس از: امیر جهان پور
•    یک میز نور، موسیقی، روباه بازیگوش، پروانه و چاه. این نمایش چه داستانی را روایت می کند؟
طراح قصه، خانم آتوسا شاملو است. روباه بازیگوش به دنبال یک پروانه وارد صحنه می‌شود. چاهی روی صحنه حفر شده و علایم خطر دورتادور آن هست. روباه بدون توجه به آن نشانه‌ها، در چاه می‌افتد. روباه دیگری وارد صحنه می‌شود و پروانه را دنبال می‌کند. روباه دوم با کنجکاوی، صدای روباه اول را که داخل چاه گرفتار شده دنبال می‌کند.هر بار صحنه تغییر می‌کند. چاه، درخت، رودخانه، ماهی‌ها و دست آخر روباه دوم به چاه رسیده و روباه بازیگوش اولی را نجات می‌دهد.
•    حرف اصلی داستان چیست؟
کمک و نوعدوستی. البته حس کنجکاوی هم داستان را جذاب‌تر می‌سازد.
•    چرا روباه دومی که به صحنه وارد می‌شود همان شکل و رنگ روباه اولی را دارد. مخاطب به ویژه کودکان، در تشخیص حضور روباه دوم دچار خطا نمی‌شوند؟
دوست داشتم مخاطب درگیر صحنه شده و فکر کند این صحنه دوباره تکرار شده است. اما جایی از نمایش می‌رسد که تماشاچی می‌فهمد که روباه دیگری در کار است. جایی که صحنه چاه تبدیل به گل می‌شود، تماشاچی تقریبا متوجه ماجرا می‌شود. زمانی که صدای روباه اول به صورت یک سری نت موسیقی از چاه بیرون می‌آید، روباه دوم با کنجکاوی صدا را دنبال می کند و بقیه ماجرا دنبال می‌شود.
•    چرا این متن را تبدیل به نمایش کردید؟
من همیشه دنبال ایده‌های نو و جدید در دکور، ساخت عروسک، کارگردانی و سایر موارد هستم. احساس کردم در این متن می شود در اندازه عروسک‌ها ساختارشکنی کرد و کارهای تکراری را کنار گذاشت. ما بیشتر از عروسک‌های بزرگ استفاده می‌کنیم.
•    شما در اجرا هم این نوآوری را داشتید. از مخاطبان دعوت کردید تا برای تماشای بهتر نمایش، به روی صحنه بیاییند و کار را ببینند. گرچه نمایش، به صورت فیلم هم روی پرده برای سایر حاضران پخش شد. چرا این نوع اجرا؟
همانطور که خودم دنبال کشف یک چیز تازه هستم، دوست دارم مخاطب هم به نکته‌های تازه برسد.در این حالت، مخاطب از چهار سمت به کار نگاه می‌کند. شاید برای کسی که در سمت شمال کار ایستاده، با آن که از زاویه جنوبی به کار می نگرد، تفاوتی وجود داشته باشد. بیننده از تمام زوایا می‌تواند احساس نمایش را درک کند. شاید تماشاچی، چیزی را کشف کند که هدف کارگردان نباشد.
•    شاید با این تفاوت نگاه شما، داوران هم امتیازی برایتان در نظر نگیرند و آن وقت…؟
این یک اتفاق نو بود. همیشه ما نمایش را از روبرو می بینیم. اما این بار ساختارشکنی وجود داشت. اگر امتیازی هم نگیرم، من به هدف و نتیجه خودم فکر می کنم. جرقه‌ای به ذهنم رسیده بود که باید به سرانجام می‌رسید. نمی توانستم آن را نیمه روشن رها کنم.
•    بین متن و نمایش اجرا شده، چقدر تغییر وجود داشت؟
خیلی تغییر کرد. البته من این تغییرات را با خانم شاملو در میان می‌گذاشتم و نظر ایشان را می‌پرسیدم. خوشبختانه ایشان موافق بود و صمیمانه می پذیرفت.
•    زمان این نمایش چقدر است؟
حدود ۲۰ دقیقه است. از آنجایی که تماشاچی باید در اطراف من و دیگر عروسک گردانان بایستد، بیش از این زمان، احساس خستگی می‌کند.
•    فکر می‌کنید این داستان را که فاقد دیالوگ است، مخاطب به راحتی درک می‌کند؟
من معتقدم اعجازهای تصویری از طریق نقاشی ماسه‌ای و حرکت سایه ای در این نمایش رخ می‌دهد. شاید در ابتدای کار، هنوز مخاطب درگیر شگفتی‌های تصویری باشد، اما در اواسط کار، متوجه جریان داستان می‌شود.
•    آیا نمایش “به دنبال صدا” ، پیش از این هم اجرا شده بود؟
برای عموم، اولین بار در جشنواره شانزدهم کانون در شیراز اجرا شد. اما در مرکز جونقان کانون، برای بچه ها اجرا کرده بودیم. ما لازم بود از ذهن فعال و خلاق اعضایی که کار ادبی انجام می‌دهند در این نمایش کمک بگیریم. متن یک سری تغییرات داشت، اما کمک بچه ها به من، در بحث پذیرش کار بود.
•    شما که این نمایش را زیاد اجرا نکردید. پس چطور در باره پذیرش آن نزد بچه‌ها می‌توان قضاوت کرد؟
بچه‌های امروزی، ذهنی خلاق دارند. شاید آنها از اجراهای روبرو خسته شده باشند. من احساس می‌کنم این تغییر را می‌پذیرند.
•    چه مدت روی این نمایش کار کردید؟
حدود ۸ ماه
•    هنگام اجرا، برخی از عروسک‌ها روی شیشه میز نور و تعدادی در ادامه زیر میز نور، حرکت داده می‌شود. دلیل خاصی دارد؟
تمام این موارد به فانتزی سازی و تخیلی برمی‌گردد که می‌خواستیم برای بچه‌ها اجرا کنیم. وقتی عروسک روباه داخل چاه می‌افتد، در ادامه آن را زیر میز نور به مخاطب نمایش می‌دهیم. نت‌‌ها هم که از جانب این  روباه بود زیر میز نور حرکت داده می‌شود. ما می‌خواستیم دنیای بالا و دنیای پایین را از این طریق به مخاطب نشان بدهیم. همه‌ی تکه‌های این نمایش برای خودم سوال است.
•    در این نمایش چند نفر حضور دارند؟
 چهار نفر
•    مخاطبان اصلی نمایش از نگاه شما؟
گروه نوجوان. البته به نظر من بزرگسالان هم می‌توانند با نمایش ارتباط برقرار کنند.
•    آیا این بهترین روش برای اجرای نمایش به دنبال صدا بود؟
به نظر خودم بله. من روش سایه ای را هم امتحان کردم. عروسک‌ها را با دست و سایه کار کردم. اما احساس می‌کردم باید به دنبال چیز دیگری باید باشم.
•    چه تفاوتی بین کار نمایش برای کودکان با بزرگسالان درنظر می‌گیرید؟
بیشتر کارهای من برای مخاطب ۳ سال تا آدم ۶۰ ساله است. نمی توانم تفاوت خاصی در نظر بگیرم. تمام اقشار کارهای مرا می‌پذیرند. دختر ۴ ساله من پذیرفت، پدرم هم آن را قبول کرد. دیگر بچه‌ها و بزرگترها هم همین حس را داشتند.
خاطرم هست در یک اجرای کانونی این نمایش، کودکی آمد و کنارم نشست. در حین اجرا کار را تماشا می‌کرد. او خیلی راحت خودش را روی پای من انداخته بود و نمایش را دنبال می‌کرد. وقتی نمایش تمام شد، آرنج خود را از روی پای من برداشت و به من نگاه کرد. این کودک کار را درک کرده بود و با احساس آن را دنبال می‌کرد.
•    برای رشد بیشتر این هنر ارزشمند در مراکز کانون چه پیشنهادی دارید؟
نمایش عروسکی و عروسک جدا از فرهنگ ما ایرانیان نیست. ما اغلب از کودکی با عروسک آشنا هستیم. خاطرم هست که مادرم از کودکی با یک چوب و پارچه، عروسک درست می‌کرد و با آن قصه می‌گفت و لالایی می‌خواند. نمایش عروسکی از دامن مادر به فرزندش منتقل می‌شود. حالا این وظیفه من مربی است که هنر نمایش عروسکی را به بچه‌ها انتقال بدهم. شاید بسیاری از مادران نسل امروز، از عروسک برای کودکان خود استفاده نکرده باشند. این وظیفه من مربی است که چنین جرقه‌ای را برای آن کودک بزنم تا و از قابلیت‌های عروسک در مسیر رشد و تعالی او بهره بگیرم.
•    اوج کار در نمایش عروسکی کجاست؟
فکر می‌کنم برای ما مربیان اجرای کار و رضایت تمام مخاطبان بسیار حائز اهمیت است. همین اندازه که بتوانیم با یک اجرا، کودکی را دلشاد کرده و غمی را بزداییم، اوج لذت است.
•    چکار کنیم تا مردم، توانمندی نمایش عروسکی را بیشتر باور کنند و آن را در جایگاه مناسبش پذیرا باشند؟
من در منطقه ای زندگی می‌کنم که حتی برخی از دوستانم یک حس ناشناخته ای نسبت به این هنر دارند. هنوز یک شناخت صحیحی نسبت به این هنر در جامعه وجود ندارد. باید فرهنگ سازی کرد تا مردم جامعه به اعجاز این هنر ایمان بیاورند.
•    از یک تجربه خوب درخصوص اجرای نمایش عروسکی برایمان بگویید.
یک بار از من خواستند تا برای کارکنان یک بانک در مراسم جشنی که داشتند، نمایش عروسکی داشته باشیم. من نمایش سیب سلام، سیب خداحافظ را اجرا کردم. در ابتدای برنامه، حضار بی توجه به محتوای برنامه، سرگرم خنده و شوخی بودند. در حالی که نمایش من اصلا طنز و خنده دار نبود. آرام آرام، با موبایل هایشان، شروع به گرفتن فیلم کردند. به تدریج، کار را با جدیت بیشتری دنبال کردند. در پایان برنامه، یکی از حضار پیش آمد و گفت: ما شناخت خوبی از نمایش عروسکی نداشتیم. شما با این اجرای خودتان، باعث تغییر نگاه ما به این هنر شده و برای ما تغییر نگرش را به همراه آوردید. این جملات برای من بسیار ارزشمند بود.
•    از انتخاب موسیقی برای این نمایش صحبت کنید.
جالب است بدانید که من برای انتخاب موسیقی، نزدیک به ۵۰۰ موسیقی متنوع در دستگاه های مختلف را گوش دادم. از موسیقی کلاسیک و پاپ گرفته تا موسیقی بی کلام را شنیدم. در نهایت ۵ قطعه موسیقی را انتخاب کردم که در این نمایش مورد استفاده قرار گرفت.
•    در باره جشنواره امسال که ویژه مربیان و اعضای ارشد بود، چه نظری دارید؟
ما الگوی اعضا در کانون هستیم. اگر اعضای مراکز با کارهای خوب و مناسب آشنا نباشند، چگونه می توانند خودشان این کار را دنبال کرده و ادامه بدهند؟ باید ذائقه آنها با کارهای مربیان بیشتر آشنا شود.
•    نمایش عروسکی از توانمندی هایی برخوردار است. از این قدرت و توان چطور می‌توان در مسیر فعالیت های فرهنگی، هنری و حتی اجتماعی بهره گرفت؟
نمایش عروسکی، همه شگفتی و تخیل‌گرایی است. گاهی می‌توان یک سری از واقعیت ها را در قالب فانتزی به مراتب بهتر به مخاطب ارائه داد تا این که صریح و مستقیم پیام خود را بیان کنیم. نمایش عروسکی این قدرت را در درون خود نهفته دارد و به واسطه‌ی آن می توان بسیاری از این موقعیت‌ها را فراهم کرد.
•    کدام بخش از فعالیت‌های نمایش عروسکی را بیشتر دوست دارید؟
همه را دوست دارم. من تمام فعالیت‌های این هنر را تا حدی تجربه کردم اما به کارگردانی بیشتر علاقه‌مند هستم.
•    به عنوان آخرین سوال بفرمایید، یک کارگردان موفق نمایش عروسکی از منظر شما؟
اگر تماشاچی کار ارائه شده را درست درک کند، نشان از آن دارد که تمامی عوامل، کار خود را درست انجام داده‌اند. هماهنگی گروه بر عهده کارگردان است. ما ناچار هستیم برابر امکانات کتاب‌خانه‌ای که داریم، کارهای خودمان را ارائه کنیم.
•    سربلند باشید و موفق
سپاس از شما

۳ دیدگاه براي " این شگفتی فقط از بالا دیدنی است! "

  • آتسا شاملو:

    سلام روزتان خوش.
    خوشحالم که طرح به دنبال صدا را سرکار خانم فرهادی پذیرفت و الحق چه زیبا اجرا کرد. متاسفانه سعادت نداشتم در جشنواره آن را ببینم، اما از آنجا که خانم فرهادی علاوه بر اینکه دوست هستیم، اخلاق حرفه ای دارد، نسخه اول نمایش را برایم فرستاد تا به نوعی روی طرح بیشتر کار کنم. و باور کنید با دیدن شیوه انتخابی ایشان غافلگیر شدم و کلی ذوق زده. میخواهم بگویم خانم فرهادی علاوه بر کارگردانی بسیار خلاق، اخلاق حرفه ای دارند. و من از همین جا از ایشان سپاسگزارم. امیدوارم فیلم کامل نمایش را ببینم.
    سپاس از شما جناب دیزجی و سپاس از خانم فرهادی عزیز
    با آرزوی موفقیت های بیشتر

  • س:

    سلام
    استاد عزیز سرکار خانم فرهادی
    خدارا شاکرم این بنده ی حقیر سعادت شاگردی چنین استاد وهنرمند بزرگ و خلاقی را دارم.
    امیدوارم شاهد موفقیت های بیشتر شما در عرصه ی هنر وهنر نمایش عروسکی باشم.
    با آرزوی موفقیت های بیشتر برای شما.

  • کارگردان گرانقدر با سلام
    قدرت خلاق شما قابل تحسین است.با امید موفقیت روز افزون شما عزیز بزرگوار

دیدگاهی بنویسید