postheadericon با تاجی از حرف های نبافته

•    آفرین پنهانی-مسوول کتاب خانه پستی کانون استان لرستان

امپراطوری برف بر قله نشست
با تاجی از حرف های نبافته
زمین؛
سکندری خورد
از کبودشلاقی که عالیجناب زمستان
از دهان می رهاند
و درخت ها
ژنرال های ایستاده برگرده ی خاک
قطار
قطار
سان دیدند
و زنده باد مرگ.
تماشا کن!
آتشی را که بپا خاسته ای
دهانم را
چکه
چکه
می گیرد!

دیدگاهی بنویسید