postheadericon خدایا شکر چه روزهای خوبی داریم

به نام خداوندپروانه ها
هرروزصبح باسلام به درخت های سبزکانون کارم را شروع می کنم.  درخت هایی که مثل بچه ها به عشق کانون قد کشیده اند و با انگشت های ظریفشان ابرهای پنبه ای آسمان را قلقلک می دهند. هرروز تمام غم های دلم را توی خاک باغچه زیر گل های بنفشه ی رنگ رنگ می کارم وبا شادمانی نگاهم را به اشتیاق کودکانه ی بچه ها می‌سپارم . کانون پراز کتاب است، کتاب‌هایی که بچه‌ها را به مطالعه دعوت می کند. این جا تنها کتاب‌خانه ی تخصصی کودک ونوجوان در سیرجان است. کتاب‌های علمی ، شعر، هنر وسرگرمی،  داستان و رمان‌هایی که نوجوان‌ها از خواندن آن‌ها لذت می برند. یادم می‌آید بچه که بودم، بیشتر ازاین که مادرو پدر برایم چیبس وپفک وتنقلات بخرند، کتاب وکاغذ رنگی می خریدند.
نوجوانی من پراز خاطرات شیرین برادر بزرگم کمال بود. داداش کمال پول‌های توجیبی‌اش را جمع می‌کرد و از کتاب‌فروشی ها برایم کتاب می خرید. گه گاهی هم  به کرمان می رفت وازیک کتاب‌فروشی آشنا کتاب های جدید می خرید. البته آن روزها برای سن نوجوان مثل الان  کتاب های خوبی در بازار نبود. به قول داداش کمال بیشترآن کتاب ها عشق وعاشقی بودند. عشق وعاشقی‌هایی که نثربسیاربدی داشتند وبه درد نوجوان ها نمی خوردند. داداش کمال این موضوع را خیلی زیبا به من می فهماند وحس وصف ناشدنی مطالعه من را با معرفی کتاب های تاریخی وداستانی خوب  ونشریات معتبرآن زمان راضی می کرد.
اما الان مشکلات آن سال ها را نداریم. چند سالی است کانون اقدام به انتشار کتاب‌های رمان نوجوان کرده است. کتاب هایی که حتی به موضوعاتی مانند عشق با شیوه هایی زیبا وصحیح پرداخته اند. تا نیاز وعلاقه‌مندی‌های نوجوان امروز به شیوه ای درست برآورده شود. وقتی بچه‌ها را می‌بینم که با چه شوقی کتاب‌هایی را که مناسب سن آن‌هاست از قفسه‌های کتاب‌خانه برمی‌دارند وبااشتیاق می‌خوانند با خودم می‌گویم: خدایا شکر چه روزهای خوبی داریم .
فرزانه ایران نژاد.مسوول کانون پرورش فکری سیرجان   

دیدگاهی بنویسید