postheadericon خلاقیت برای برنده شدن!

میثم یکی از اعضای مرکز ماست که همراه با برادرانش نزدیک به ۵ سال هست در این مجموعه عضویت دارد. او از بقیه برادرانش کوچکتر است و نزدیک به ۳ سال است که به کانون می‌آید. من برای تشویق بچه ها به کتاب خوانی یک سری پازل وکتاب تهیه کردم وبه آنهایی که کتابخوان ترهستند یا کتابخوان می شوند هدیه می دهم. بیشتر بچه‌ها از این جوایز برخوردار شدند. اما میثم از آن دسته اعضایی بود که هنوز پازل جایزه نگرفته بود. چون دوتا برادر دیگرش جایزه گرفته بودند، خیلی تلاش می کرد تا هرطور شده یک جایزه دریافت کند.
یک روز که کلاس نمایش خلاق داشتیم، ازبچه‌ها خواستم هرکسی شغلی را بدون کلام بازی کند به طوری که دیگران به راحتی بتوانند آن راحدس بزنند. اگر کسی موفق شود، جایزه دارد. بچه‌ها شروع کردند اما نمی‌دانم چرا کسی متوجه نمی‌شد یا نمی‌خواست اگر هم متوجه شده، حرفی بزند. انگار هر کسی تلاش می‌کرد تا نوبت به خودش برسد و جایزه را بگیرد.
این ماجرا به همین منوال ادامه داشت تا این‌که نوبت به میثم رسید. جایزه‌ها توی سالن نمایش روی میز بود وهمه جای آن را می‌دانستند .
میثم گفت: من باید اول کمی با خودم تمرین کنم و برای تمرین به سالن نمایش رفت. ۵دقیقه منتظر ماندیم نیامد. ۱۰دقیقه گذشت اما خبری نشد. ۱۵دقیقه وقت گذشت تا این که صبرم تمام شد ودوتا از بچه ها را دنبالش فرستادم. بعد از یک دقیقه دیدم میثم را در حالی که از دو طرف او را محکم گرفته بودند، وارد سالن شد. یکی از جایزه‌ها هم همراهش بود. یکی از آن بچه‌ها گفت:
خانم : میثم دزده ! و یک جایزه دزدیده بود که ما گرفتیمش!
یک دفعه میثم دادزد: آخ جون برنده شدم !
همه با تعجب به میثم نگاه می‌کردیم که گفت: خوب خانم من داشتم این نقش را بازی و تمرین می‌کردم که بچه‌ها سر رسیدند. من نقش دزد را بازی کردم و این دو نفرم حدس زدن!!!!
حالا من مانده بودم که بخندم یا کمی بیشتر به سوژه فکر کنم.

بی بی محبوبه رهی باغستانی، مربی مسوول مرکز کنارک کانون استان سیستان وبلوچستان

دیدگاهی بنویسید