postheadericon در شرقی ترین افق

چند کویر مانده به تو
آغاز میشود جهان
آنجا که بادهای صد و بیست ساله
هر روز
آوار ریگ را
در شرقی ترین افق
به باد می دهند
چه کسی گندم را زمزمه کرد؟
خرمن از خوشه های نابالغ رسیده
ملخ
سو هاضمه گرسنگی اش را
نشخوار می کند
رود از مسیر شوره زار می گذرد
بیچاره اما گز
به ابر های یائسه دخیل می بندد…
#
۲
نه نمی آید
ملخ، ساقه تلخ گندم را
خواب دیده است.
از محبوبه کلبعلی مربی مرکز شماره دو کانون استان سیستان و بلوچستان

۲ دیدگاه براي " در شرقی ترین افق "

  • آفرین خانم کلبعلی. دست مریزاد

  • جعفریان:

    با سلام و عرض تبریک سال نو به همه ی کانونی های عزیز از اینکه اشعار با احساس و قشنگ همکاران سیستانی خودم رو در این صفحه می بینم بسیار خوشحالم . بنده همیشه از اینکه خودم رو همکار مربیان توانمندی مثل خانم کلبعلی می بینم به خودم می بالم .
    تنها یک مربی کانون می تونه احساس خودش رو اینقدر زیبا نسبت به مشکلات اقلیمی زادگاهش بیان کنه …. برای خانم کلبعلی آرزوی موفقیت و سربلندی دارم . جعفریان

دیدگاهی بنویسید