postheadericon دوست

.بالی که بسته ماند
پرنده پرواز نکرد
خواب باد آشفته می شد

رنگ ها
تاکسی ها سبز
تاکسی ها زرد
تاکسی ها نارنجی
سیاه
خاکستری
خسته
مسافرها

دوست
بستنی گفت:
«دست تو چه داغ است!»
آفتاب گفت:
آفتاب چیزی نگفت
تا غروب از همه پرسید
شما یک بستنی میوه ای ندیده اید؟!
حسین تولایی-مسوول مرکز آموزش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان

یک دیدگاه براي " دوست "

  • حسین قربانزاده:

    مخاطب یک لحظه یه چند ریشتر تن لرزه می‌گیرداز کشف‌های ظریف و دور از ذهن حسین تولایی.
    به قول یارو گزارش‌گر فوتبال، ببین چه می‌کنه با …. کلمه‌ها.
    دوست دارم این کشف‌های به ظاهر ساده اما پنهان و شکیل را.
    کشف‌هایی که یا جز تولایی کسی قادر به کشف آ‌ن‌ها نیست. یا اگر کشف شود در این نزدیکی و این حوالی (آن هم توسط یکی از خودمان) کشف نخواهند شد تا از آن لذت ببریم.
    الهی زنده باشی و هم‌چنان سرت خوش و ذوقت جوشان به کشف، و کشف‌ها، استاد تولایی همیشه خوش‌رو و خندان.

دیدگاهی بنویسید