postheadericon ذوب گشت هر چه عشق بود

بغض گلویم را می‌فشارد
این که می گویم
سخن نیست
اشک است
اشک سرد پاییزی
چون
ذوب گشت هر چه عشق بود
کاری از مهر بر نمی آید
طوفان سهمگین بغض
نابود کرد
هر چه گل‌های بهاری را

تقدیم به مهاجران الی الله
فرهاد مینائی

دیدگاهی بنویسید