postheadericon سرمشق‌ها

nazari-habib1چند دوبیتی عاشورایی از سید حبیب نظاری –کانون استان قم

۱
نوشتم پر کبوتر شد دوبیتی
نوشتم لاله پرپر شد دوبیتی
نوشتم آب لب‌هایش ترک خورد
فدای کام اصغر شد دوبیتی
۲
نوشتم مشک سقا شد دوبیتی
دو قطره اشک بابا شد دوبیتی
نوشتم زخم مشک از دوشش افتاد
دو دست روی شنها شد دوبیتی
۳
نوشتم ابر تا باران بگیرد
نگاه باغ، شاید جان بگیرد
لب گل‌ها چرا باید بخشکد؟
چرا باید دل گلدان بگیرد؟
۴
نوشتم سر، نباید می‌نوشتم
گل پرپر،‌ نباید می‌نوشتم
نوشتم نیزه، مثل خیمه‌ها سوخت
دل خواهر، نباید می‌نوشتم
۵
تمام آسمان شاید بیفتد
عموی مهربان شاید بیفتد
نباید می‌نوشتم آب، سقا
به یاد کودکان شاید بیفتد
۶
مرا دستی به پیکر باشد و تو…
دلی سبز و تناور باشد و تو…
نوشتم تشنگی شرط ادب نیست
گلوی دفترم تر باشد و تو
۷
نوشتم “مشک” اما پاک کردم
نوشتم “آب، بابا…” پاک کردم
ردیف هر دوبیتی بود باران
دوبیتی‌های خود را پاک کردم

دیدگاهی بنویسید