postheadericon شانه زدن خیال باد

آفرین پنهانی – مسوول کتاب خانه پستی کانون استان لرستان
«بازسرایی چند ترانه لری»

دربن بست کوچه ی  حنجره ها
انبار باروت  نشت کرده
خیال باد را شانه زدن
یعنی یورشِ طوفان را  اعتباربخشیده
احساس آتش را دامن زده ای!
***
زخم کاری
لب ها بیکارتر از سکوت جراحت
شب از هجومِ  آه
تاریکی را پس  انداخته است…!
۲
با شولایی از سکوت و سرب های سنگین
بغضی کال مرا می چیند
و هزار سال نوری
در چرخ و فلک روسری های نبافته تاب می خورد.
من ماهپاره ای از اسطوره های شرق
تو قهرمان قصه های دیروزی
تکه
تکه
تکه هایم را بردار
و دستت را به سمت من بینداز
سهم من
زخم هایی ست
که در قصرپریزادگان منقوش
از آواز نامرئی منگیژال ها دهان گشوده است!
حکیما!
مددی ی ی ی …
۳

دیدگاهی بنویسید