postheadericon قدر دوستانت را بدان

سیده آرتیمس پاکرو/ کلاس چهارم / مرکز مجتمع کانون زنجان/مربی مربوطه :  رویا باقری
بهار دختر بچه ی بازیگوشی است که عادت کرده، دست‌ ‌هایش را بگیرم و موهایش را با شکوفه‌های صورتی ببندم . او بهترین دوستی است که من دارم . خدا او را به من هدیه داده است . هر روز با او به دنیای شکلاتی در داخل ذهنم می روم و تا نیمه شب با او بازی می کنم. من بهار را خیلی دوست دارم. او هنوز هم در ذهن من است . وقتی با او در خواب و خیالم بازی می‌کنم، ماه پر نورتر می‌شود . حس می‌کنم بهار روی ماه است  و دارد می درخشد و ستاره ها به دور این دختر بازیگوش می چرخند و به من لبخند می زنند . صبح که بیدار می شوم ، دیگر آن خواب و خیال ها از بین رفته اند و دلتنگی من دوباره شروع می شود .
اکنون بهار، دیگر از محله ی خیالم رفته است و این محله در تاریکی شب فرو رفته است . چون او خیلی بازیگوش بود ، من روحیه ی شادی می گرفتم . قدر دوستانتان را بدانید .

دیدگاهی بنویسید