به یاد زنده یاد محمد غفوری، مدیر اسبق کانون زبان استان یزد

postheadericon مردی که خستگی را به ستوه آورد

آنچنان زی که چو از حادثه بر باد روی
حسن معنی نگذارد که تو از یاد روی
توفیق و افتخار همکاری و همراهی نزدیک با این مرد بزرگ را به مدت ۱۳ سال بصورت مستقیم داشته ام. ۱۷ سال پیش، در مسجد شهید سید جلیل ساداتی با وی آشنا شدم و هنوز آن روز را خوب به  خاطر دارم. آن زمان نمی دانستم که این آشنایی آغاز همکاری با مردی است که قلبی بزرگ و به وسعت بیکران دارد. بعد از شروع همکاری بیشتر با مرحوم غفوری آشنا شدم.  زمانی که با وی بیشتر آشنا شدم، به ژرفای اندیشه ها و اعتقادات او پی بردم .
فردی بود که  مهربانی را تجلی داده و به هر چه که به ایمان و اسلام مرتبط می شد، پایبند بود. او نشان داد که می‌توان مهربان بود و مهربان زیست. این بزرگوار، تجلی مهربانی و اعتقاد راسخ به ایمان و اسلام بود .
مهربانی، بزرگواری،‌ دینداری، استقامت، پایداری، تواضع، فروتنی، صبر و خویشتن داری از جمله ویژگی‌هایی بود که هر فرد آشنا با محمد غفوری؛ آن را در وجود این مرد نظاره می‌کرد.
چهره ای ماندگار و دوستدار اهل بیت که در رثای سید و سالار شهیدان اشک می‌ریخت .
او ثابت کرد که هم می توان مدیر بود هم برادری رئوف و دلسوز .
هم مهربان بود و هم قاطع. او به دوستانش ثابت کرد که می توان با صبر به جنگ دشواری‌ها رفت. او خستگی را خسته می کرد. این مدیر دلسوز ثابت کرد که می توان برای همیشه رفت ولی در دل دوستان خانه ای داشت به وسعت آسمان .
بی تردید حضور این فرد فرهیخته در کانون زبان یزد، منشأ تحولات آموزشی و فرهنگی بود و تلاش‌های او نقطه عطفی در کانون زبان یزد و در عرصه تعلیم و تربیت زبان آموزان سطح استان بود.
آن‌چه بر هیچکس پوشیده نیست، این واقعیت است که صداقت این مرد نامش را در تاریخ کانون زبان ایران جاودانه ساخت .
او در اندیشه ما بعنوان یک معلم بزرگ و راهنمایی دوست داشتنی همچنان هست و می‌ماند .
روحش شاد ،‌ نامش جاودان و یادش گرامی
خادم آستانه
 مدیر کانون زبان استان یزد

۵ دیدگاه براي " مردی که خستگی را به ستوه آورد "

دیدگاهی بنویسید