postheadericon مولوی هم زیاد سختی دید

غلامرضا بکتاش

بچه های کنار آبادی
توی کفشم دوباره پا کردند
تا شنیدند شعر می گویم
چه الم شنگه ای به پا کردند

از زبانم دروغ‌ها گفتند
زخم‌های زبانشان مانده ست
به خدا یک نفر همین امروز
” شاعر جوجه ها” مرا خوانده ست

روزهایی که سنگ می بارید
فکر پرواز در سرم آمد
بال‌های خیال زخمی شد
چه بلایی سر پرم آمد ؟!

زن همسایه مادرم را گفت
“پسر تو,پسر نخواهد شد
کیف پولش همیشه سوراخ است
شعر گفتن هنر نخواهد شد”

یک نفر از اهالی این‌جا
در دهان بنفشه سم می ریخت
شعرهای مرا سبک می کرد
وزن شعر مرا به هم می ریخت

ساقه های خیال خشکیدند
برگ های امید پژمردند
در کنار درخت همسایه
شاپرک‌های آرزو مردند

مادرم گریه ی مرا حس کرد
یک سبد آرزو برایم چید
گفت: “مادر! کمی تحمل کن
مولوی هم زیاد سختی دید. “

۱۲ دیدگاه براي " مولوی هم زیاد سختی دید "

  • حسین قربانزاده:

    شاعر خوب کودک
    دوست و سرور بزرگوارم
    اول
    از خدای کودکان یک چیز برایت آرزو دارم
    سلامتی
    و از همه‌ی کسانی که شعر و معرفت را می‌شناسند
    و از همه‌ی کودکان که دعایشان پاک است و زود مستجاب می‌شود
    ملتمسانه می‌خواهم
    برای شاعر فکرهای تازه دعا کنند
    و از خدا بخواهند
    سلامتی‌اش را دیگر بار به او هدیه دهد
    چون بکتاش نیز رسم هدیه دادن را خوب بلد است
    یعنی از خدا هدیه گرفته است
    دوم
    فهمیده نشدن که مهم نیست
    هست؟
    بر دل‌های کودکان این مرز بوم
    خنده و شادی بکار
    این کار دردهایت را تسکین می‌دهد

  • سلام:

    آقای بکتاش همیشه فوق العاده هستن!
    من به همه ی بچه های ایران بخاطر داشتن این شانس بزرگ تبریک میگم که میتونن شعرای ایشون رو از بر کنن و قشنگ تر فکر کنن!

  • سلام. خیلی شعر زیبایی بود. واقعا لذت بردم.

  • مربی ادبی واعضای ادبی مرکز نمین:

    «به نام خدای رنگین کمان»
    سلام
    در پاییزی دل انگیز،میزبان مهمان نازنین و عزیزی بودیم که «رونویسی از کتاب آفتاب »را به زیبایی برایمان به ارمغان آورد.«نشست و برخاستمان با گل» ،دیری نپایید.اما«بادوچشممان»، «راه و رسم گفتن»،« شیوه ی شکفتن» و«خنده درمانی »رادرکنار اوبا «نگاه بهتری چشیدیم».او«مردی خوش اخلاق» و«شاعربهار»بود.شعرهای سبزش با «عطر شمعدانی ها»دنیایی از دانه های دوستی را در دلمان کاشت.اما افسوس که «شهدهم زبانی هایش »،«ناتمام و ناتمام» ماند.
    آقای «غلامرضابکتاش »،کودکان ادب دوست استان اردبیل با اشتیاق منتظرندکه بازهم باشعرها وحرف های روح نوازتان،روشنایی بخششان باشیدوبا رونویسی از «کوه و خاک و آب »سربلندشان کنید.
    «تنتان به ناز طبیبان نیازمندووجود نازکتان آزرده ی گزند مباد.»

  • سیید بهنام احسانزاده:

    بکتاش عزیز و استاد مهربان
    ارادت همچنان باقیست
    شعرت شکوفایی روح و جسم بچه هاست
    زنده و سلامت باشید
    همچنان شبکه دو را دوست داری؟؟؟

  • خرسسند اصفهانی:

    سلام بر شاعر خلاق کودکان
    استاد عزیز
    بچه های سرای محبت اصفهان همواره به یادتان هستند

    زنده و سلامت باشید

  • نوربخش:

    درود استاد بکتاش

    طراوت شعرهایتان بوی بهار میدهد

  • خالقی:

    به به

    لذت بردم استاد

    این شعر شامل زندگی تمام هنرمندان و شاعران ایران و شرح رنجهای انان است

    بسیار زیبا و اندیشمندانه

    درود بر شما و نگاهتان

  • فرزانه ایران نژاد:

    شاعر شعرهای خوب سلام
    شاعر شعر های بارانی
    مرد دشت وسپیده ولبخند
    شاعر لحظه های عرفانی
    …………
    اقای بکتاش خیلی دلم می خواست برای شما یک شعر خوب بگویم اما بیش تر از این نتوانستم ادامه دهم .نمی دانم راست است یا خیر اما خدا کند خبر بیماری شما درست نباشد.
    از خدا آسمانی از آرامش وسلامت را برایتان می خواهم .
    مثل همیشه برای شعر ها واندیشه های زیبایتان سپاسگزارم .ایران نژاد سیرجان

  • پریسا مومنی راد:

    سلام استاد
    از کارگاه شعر کودکتان در استان گلستان درسها اموختم
    یادم دادید که از کودکی ام فاصله نگیرم
    مصاحبه شما عاااااالی بود
    کمتر مصاحبه ای اینطور میشه

  • بهرامیان:

    غلامرضا بکتاش را بیست سالی ست میشناسم
    شاعری که حرکتی خاص را رد شعر کودک نوجوان اغاز کرد و طرح های کهنه شاعران دیگر را با اندیشه ای ناب و زلال و کودکانه اش برانداخت
    شعر او شعر کودک امروز است
    پای درسش گاهی نشسته ام چه در جشواره ها و چه در مراکز کانون حرفهایش شعر نابند و بزرگتر ها را به کودکی هایشن میبرند
    بکتاش عزیز استاد من
    مصاحبه ات کارگاه شعر بود

    درود

  • حسینی - گلستان:

    زبان سرخ سر سبز می دهد برباد
    هزار نکته در این جمله و شنیدنش است
    پرنده ها همه پرواز می کنند و عقاب
    تمام خاصیتش, شکل پر کشیدنش است !

    همه شاعران شعر می گویند . اما بکتاش شعر را زندگی می کند . او شاعر عقابهاست .
    شاید تنها فرقش با بقیه فصاحت و جسارت او در کلام است که گاه بعضی ها نمی توانند تحمل کنند .

دیدگاهی بنویسید