postheadericon نقش قصه در پرورش فکری و خلاقیت کودکان و نوجوانان

عاطفه قاسمی

عاطفه قاسمی

عاطفه قاسمی-مربی فرهنگی استان خراسان شمالی-بجنورد

تأثیر قصه در کودکان
داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستانها را تشکیل می دهند.
پرورش حس زیبایی شناسی در کودک، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفید در کودک، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت کودک، هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است.
انتخاب قصه های مناسب
مسئله ی انتخاب کردن قصه، با توجه به انبوه موادی که در اختیار قصه گوست، به ویژه برای قصه گوهای تازه کار و مبتدی، مشکلی اساسی است. حتی بهترین و برجسته ترین قصه گوهای حرفه ای هم قادر به گفتن هر داستانی نیستند. قصه گو، قهرمانان خود را از قصه هایی می سازد که با شخصیت خاص و سبک او متناسب باشند. قصه گوی تازه کار، ابتدا باید سعی کند که ویژگی های شخصیت و سبک گویش خود را ارزیابی کند. سپس از خودش بپرسد: چه نوع داستان هایی را می توانم مؤثر و خوب بیان کنم؟ چگونه می توانم شخصیت خود را با قصه هماهنگ کنم تا هر دو بتوانیم با شنونده ارتباط برقرار کنیم؟
پس از آن که قصه گو کار انتخاب کردن را تمام کرد، وارد مرحله ی آماده کردن داستان برای گفتن می شود که از مهم ترین گام هایی است که در جهت به کار گرفتن فن قصه گویی برداشته می شود. قصه گو باید به خاطر داشته باشد که کار او از بر کردن یا از رو خواندن نیست، بلکه کار او قصه گفتن است که مانند تجربه ای یگانه باقی می ماند.
از بر کردن قصه اغلب نخستین مانعی است که راه سیر طبیعی و خودانگیخته ی یک قصه گویی موفق را سد می کند. قاعده ی درست این است که هرگز نباید داستانی را برای «گفتن» به خاطر سپرد، بلکه با توجه به ساختمان قصه، به خاطر سپردن طرح آن کافی است.
انتخاب و آماده کردن داستان، نخستین گام ها در راه پیشبرد هنر قصه گویی است و هنر قصه گویی بر آنها استوار می شود. قصه گوهای مبتدی و تازه کار به زودی متوجه می شوند زمانی را که برای رسیدن به این مرحله از رشد سپری کرده اند، سرمایه گذاری مفیدی بوده است.
آماده کردن ذهن و بیان ، در ارائه ی موفقیت آمیز یک قصه مهم ترین مُتغیّر به شمار می آید. بدون این انتخاب و آماده کردن بسیار دقیق، قصه گو نباید انتظار به دست آوردن یک تجربه ی موفق را داشته باشد.

اهمیت قصه گویی
بازگو تا قصه درمان ها شود
بازگو تا مرهم جان ها شود
مولوی

والتر بنیامین می گوید: قصه نخستین آموزگار کودکان و زمانی نخستین آموزگار بشر بوده است و آگوستا بیکر نیز می گوید:
کسانی که با کودکان کار می کنند باید به اهمیت قصه در زندگی آن ها، به سهم منحصر به فرد قصه گویی کتابخانه ای در مأنوس کردن بچه ها با کتاب، به نقش قصه در کمک به کودکان در کسب مهارت های زبانی و آموزشی و به قدرت آن در برانگیختن کودک به تحسین میراث ادبی و فرهنگی، پی برده باشند.
در کتاب های آسمانی همه ادیان، داستان های بسیاری مطرح شده است و در بسیاری مواقع، خداوند با بیان غیر مستقیم در قالب قصه، ارزش های تربیتی در زندگی، رفتار و اخلاق و … را آموزش می دهد.قصه ها از روزگاران قدیم برای آموزش، انتقال تجربه ها و تاریخ قومی از نسلی به نسل دیگر به وجود آمده اند از این جهت است که قصه را همزاد انسان و زمان شکل گیری نخستین قصه ها را روزهای آغازین زندگی انسان در زمین می دانند.
شنیدن قصه یک فعالیت ذهنی است که گاه به تجربه عملیاتی آدمی نیز معنا می بخشد. قصه گویی برای کودکان و نوجوانان فرصت های جایگزین و خلاق را فراهم می آورد تا همذات پنداری کنند ، نقش های متفاوت را بیازمایند، عقاید مختلف را با هم بسنجند و یا در مسیرهای جدیدی قرار بگیرند.
در لزوم قصه و قصه گویی برای اجرای بسیاری از طرح های ادبی و هنری در کلاس ها و فعالیت ها ، همین بس که حتی پادشاهان ایرانی قصه گویانی داشته اند که در لحظه های اندوه یا شادی به آن ها آرامش بخشیده اند.شهرزاد قصه گو در هزار و یک شب نمونه ای از این قصه گویان است و چه بسا بسیاری مسائل مهم و ارزشی توسط چاکران آنها با ابزار قصه و متل گوشزد شده و به شکلی غیرمستقیم در ذهنیت و افکار شخصی و جمعی اثرگذاری مثبت یا منفی انجام شده است. مربی ، معلم و یا والد نیز می تواند از قصه گویی برای ایجاد آرامش لازم در آموزش و انجام فعالیت با کودک و نوجوان خود، بهره گیرد.قصه گویی از جدی ترین و بنیادی ترین روش های انتقال مفاهیم به دنیای مخاطبان به ویژه کودکان و نوجوانان به شمار می رود.
منظور از اصطلاح قصه در این مقاله، همه ی اصطلاحات مشترک و مترادف از جمله افسانه، حکایت، داستان و … می باشد و هدف از طرح قصه، همه ی سخنان یا نوشته هایی است که ساختاری روایتی همراه با حوادث و جریان های خیالی و یا واقعی نمادین و … دارند.حتی در بسیاری از ارتباطات کلامی و رفتاری یک مربی در مواجهه با عضو یا هنرجوی خود می تواند طرح هایی را مورد توجه قرار دهد، که محوری ترین مسیر همان طرح مطلب و موضوع و یا طی مسیر آن است.
. بسیاری از علاقمندان به این فن ، به تجارب خود متکی هستند و کمتر با روشهای علمی و اصول قابل قبول این فن آشنایی دارند . بحث در باره ی نظام تعلیم و تربیت بسیار گسترده است ، به گونه ای که وارد شدن به هر حیطه از آن ، نیازمند دانش و تخصص است و اگر محققی واجد تخصص نباشد و علاوه برآن در زمینه ی مسائل تربیتی صبر و حوصله و دقت لازم را به کار نبرد ، بی شک نمی تواند این نظام را به سر منزل مقصود هدایت کند .
همانگونه که می دانید در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستانها و افسانه های زیبا و آموزنده ، اولیا و مربیان بیشترین وقت خود به مسائل آموزشی کودکان اختصاص می دهند و دانش آموزان نیز، در خانه و مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف یادگیری های غیر فعال کرده ، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند . بدین ترتیب اغلب اولیا ومربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسانهای خلاق ، مبتکر و کارآمد است باز می مانند .
آنچه که این مقاله در پی آن است ، بررسی جایگاه قصه گویی در نظام آموزش رسمی کشور است . این نظام گسترده بخش بسیار وسیعی از جامعه را تحت پوشش قرار می دهد . از دوران پیش دبستان تا دوران دانشگاه گستره ی نظام تعلیم و تربیت است ، اما در این مقاله هرجا به نظام آموزشی اشاره می شود ، مراد دوران پیش دبستان و دبستان است . این دو بخش نیمی از جمعیت دانش آموزی را تحت پوشش خود دارد . با این اوصاف این مقاله در پی آن است که به این سوالات پاسخ دهد : آیا قصه گویی می تواند در رقابت با فعالیتهای رسمی مدرسه به جایگاهی مطمئن دست یابد ؟ آیا در نظام آموزشی ما به قصه گویی به عنوان فعالیتی جدی نگاه می شود یا فعالیتی تفننی است که ارزش علمی – آموزشی خاصی ندارد ؟ و …
با توجه به همه ی عوامل فوق در این مقاله ضمن مطالعه ی آرا و نظرات صاحب نظران سعی شده است تا با نگاهی دوباره به فعالیت قصه گویی جایگاه واقعی آن در نظام آموزشی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد .
● قصه چیست ؟
ادبیات کودک شامل قصه ، شعر ، نمایش ، افسانه و داستان و … است . ادبیات کودکان عبارتست از : تلاشی هنرمندانه در قالب کلام برای هدایت کودک به سوی رشد ، با زبان و شیوه ای مناسب و در خور فهم او . به بیانی دیگر ادبیات عبارت است از چگونگی تعبیر و بیان احساسات ، عواطف و افکار به وسیله ی کلمات در اشکال و صورتهای گوناگون .
برای شناخت جایگاه واقعی قصه گویی در نظام تعلیم و تربیت ابتدا لازم است عناصراصلی این سرفصل را مورد دقت قرار دهیم .
نظام تعلیم و تربیت:
برای شروع بحث بهتر است ابتدا کلمه ی قصه و قصه گویی را مجدداٌ تعریف کنیم : خانم سیما داد در کتاب فرهنگ اصطلاحات ادبی ذیل کلمه ی قصه آورده است : ” قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می شود که در آنها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدمها و شخصیتها است . در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد . حوادث قصه ها را به وجود می آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می دهند ؛ بی آنکه در گسترش و بازسازی قهرمانها و آدمهای قصه نقشی داشته باشد . ”
همچنین در لغت نامه ی دکتر معین درباره ی کلمه ی تعلیم آمده است : “آموختنی های مربوط به مسائل اجتماعی ، تمدن و امور اجتماعی . آموختن و یاد دادن” و تربیت : “پرورش دادن ، رشد کردن “معنی شده است .
با توجه به دو تعریف فوق زمینه های بررسی جایگاه قصه گویی در نظامهای آموزشی مشخص تر می شود .
● جایگاه قصه
برای بهبود نظام تعلیم و تربیت با توجه به گستره ی بسیار وسیع آن ؛ نخست لازم است نوع جامعه ای که درآن به نقش و جایگاه قصه می پردازیم را بشناسیم . در برسی جوامع و تا حدود پانزده سال قبل به دو نوع جامعه برمی خوریم : جامعه ی کشاورزی و جامعه ی صنعتی . هرکدام از این دو جامعه از ارتباطاتی یک سویه بهره می بردند و وسیله ی انتقال پیام در آنها عمدتاٌ نوشته ، رادیو و تلویزیون بود . در اواخر قرن بیستم شاهد پیدایی جامعه ی دیگری به نام جامعه ی اطلاعاتی بودیم که اصلی ترین منبع در این جامعه دانش و اطلاعات است و عمده ترین سازمانهای آن مراکز تحقیقاتی ، دانشگاها و نظامهای آموزشی می باشد . در این جامعه ارتباطات دوسویه و چند سویه است و این توانایی علاوه بر افزایش دادن سرعت ارسال و دریافت اطلاعات باعث افزایش فوق العاده ی سرعت رشد دانش نیز شده است . بنابراین در بخش آموزش دیگر نیازی به حفظ کردن مطالب نیست و باید هدف گذاری ، برنامه ریزی و فرایندتدریس به سرعت از شیوه ی حفظ کردن و انبارداری اطلاعات به سمت ایجاد مهارت در فراگیرندگان به منظور توانایی دریافت اطلاعات مفید و مورد نیاز ، چگونگی تجزیه و تحلیل داده ها و کسب نتایج تولید دانش تغییر جهت دهد و زمینه برای یافتن روابط و حقایق به جای آموزش آنها فراهم شود. .
با این اوصاف آیا نظام تعلیم و تربیت قابلیت این را دارد که مجدداٌ به فعالیتهایی نظیر قصه گویی رویکرد تازه ای ایجاد کند یا خیر ؟
اکنون همه ی نظامهای تعلیم و تربیت به گونه ای با فناوری های ارتباطی درگیر می باشند . با توجه به هزینه های بسیار بالایی که در بسیاری از مدارس جهت بهبود امر تدریس و یادگیری به کار برده اند، انتظار می رفت که این عوامل به سمت ساده سازی و هیجان بخشیدن به آموزش پیش رود؛ اما متاسفانه در عمل مدارس فاقد نشاط و شادابی لازم می باشند . جریان تعلیم و تربیت نه فقط باید موجب شود تا خلاقیت در دانش آموزان توسعه یابد بلکه باید زمینه های آن را هم فراهم کند .
از سویی در نظام آموزشی رسمی کشورها و به ویژه در کشورهای جهان سوم به دلیل نیاز روزافزون جوامع به نیروهای متخصص تاکید بر یادگیری تئوریک است و به آموزشهای نظری بیش از سایر آموزشها توجه می شود.
به نظر می رسد نظامهای آموزشی به ویژه نظام تعلیم و تربیت در کشور ما نیاز به بازسازی در زیربناهای فکری دارد . برای این منظور باید افراد آگاه و خبره بتوانند نیازهای جامعه ی اطلاعاتی را در کنار امور آموزشی به گونه ای سازماندهی کنند که تنوع فعالیتها حفظ شده و همه چیز در خدمت سازندگی افرادی پرشور قرار گیرد. .

● نقش قصه در پرورش خلاقیت کودکان
از جمله فعالیتهایی که می تواند بدون ایجاد حساسیت در نظام آموزشی از عهده ی مسئولیت خطیر پرورش کودکان بر آمده و همه چیز را همانند حلقه ای واحد به دور خود جمع کند، فعالیت قصه گویی است . قصه به لحاظ نیاز فطری انسان ، همیشه یکی از برنامه های مورد علاقه ی اوست . در طول تاریخ علی رغم پیشرفتهای سریع تکنولوژی هنوز زبان ساده ی قصه نقش بسیار مهمی در بیان مسائل آموزشی دارد. هرچند با توجه به تغییرات تکنولوژی ، تغییراتی اساسی در استفاده از قصه ها صورت گرفته است و به سختی رویکردهای سابق نسبت به قصه گویی ایجاد می شود ، اما با هماهنگی بین بخشهای مختلف نظام های آموزشی می توان خلا موجود در آن را پر کرد .
در این راستا توجه به این نکته ضروری به نظر می رسد ، که یکی از بخشهای مهم ادبیات کودک ، قصه می باشد . قصه کودک را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد و باعث مسرت خاطر ، وسعت تخیل و قوت تصور او می شود و نیز نیروی ابتکار و ابداع به او می بخشد . قصه هایی که کودکان می خوانند و می شنوند اثری عمیق در فکر و روحیه ی آنان می گذارد و آنها را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات زندگی آنها را یاری می دهد .
قصه ، به ویژه در زمینه های زبان آموزی و آموختن کلمات تازه به کودکان نقش قاطعی دارد .
هدفهای برنامه ی ادبیات کودکان و به ویژه قصه در آموزش و پرورش دوره ی ابتدایی عبارتند از :
۱) کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان
۲) تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان
۳) تحریک قوه ی ابتکار و ابداع در کودکان
۴) ایجاد عشق و علاقه به ادبیات در کودکان
۵) رشد اعتماد به نفس کودک و علاقمند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی
۶) برآوردن نیازهای عاطفی کودک و آماداه ساختن او برای دریافت پیامهای اخلاقی و انسانی و شهروندی خوب بودن .
متاسفانه نکته ای که تا کنون در نظامهای آموزشی به چشم می خورد ، تاکید بر جهل و نادانی کودکان است و این نگرش حاکی از طرز تلقی ” انسان شکل نیافته ” در تعلیم و تربیت است .
علاوه بر آن کتابهای درسی در هزاره ی جدید در حال تغییر است ، اگر چه هنوز کتابها به صورت کامل متناسب با توانایی ها و خصوصیات ذهنی کودکان تدوین نشده است ، اما آموزشگران جدید نسبت به نقش قصه در پرورش جسمی و روانی و ذهنی کودکان تاکید بسیار دارند و جامعه هم تا حدود زیادی این تغییرات را پذیرفته است .
طرز تلقی بزگسالان نسبت به کودک و سرشت او بخش مهمی از برداشت نسبت به مفهوم کودکی است . ادبیات جدید کودک ، محصول دگرگونی در مفهوم کودک است و نگرشهای تازه ای را نسبت به کودکان و توانایی ها و ویژگی های ذهنی آنها پدید آورده است .
داستان و قصه نقش بسیارمهمی در تکوین شخصیت کودک دارد . از طریق قصه ها و داستانهای خوب کودک به بسیاری از ارزشهای اخلاقی پی می برد . پایداری ، شجاعت ، نوع دوستی، امیدواری و … ارزشهایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستانها را تشکیل می دهند .
پرورش حس زیبایی شناسی در کودک ، متوجه ساختن کودک به دنیایی که اطرافش را فراگرفته ، پرورش عادات مفید در کودک ، تشویق حس استقلال طلبی و خلاقیت در کودک هدفهای اصلی طرح قصه های خوب برای کودکان است .
کودک در نظام تعلیم و تربیت جدید انسانی فعال و پویا است که حق انتخاب دارد . او با تجارب متفاوتی روبروست . یکی از کارهایی که کودک در نظامهای آموزشی امروزه با آن روبروست شنیدن ، نوشتن و باز گفتن است . در ذهن کودک میلیونها جرقه وجود دارد که هر کدام می تواند زمینه ی بروز و ظهور استعدادهای تازه را فراهم کند.
میل ذاتی کودک به شنیدن قصه موجب شده است تا قصه گویی به عنوان یکی از روشهای آموزشی و تربیتی در طول اعصار مورد توجه باشد . کودک در داستان مایه ی زندگی خود را می یابد و خصوصیات رفتاری افراد را درک می کند .
داستانها منعکس کننده ی نگاه انسان به جهان هستی و محیط پیرامون اوست و به همین دلیل قصه گویی راهی برای انتقال و آموزش آداب و رسوم و سنن از نسلی به نسل دیگر است . در تجدید حیات جاری قصه گویی ، تعیین مرز ظریف بین اجرا و گفتن قصه به گونه ای فزاینده دشوار است و این تفاوت مربوط به رابطه ی بین گوینده و شنونده است و قصه در کانون این رابطه قرار دارد.
دانش آموز باید بتواند در طول قصه با قصه گو همراه باشد . اگر در نظام آموزشی به این مساله توجه شود ،که قصه می تواند بسیاری از آموزه های تربیتی را به خوبی به مخاطب منتقل کند، مطمئنا رویکردها نسبت به فعالیت قصه گویی تغییرات جالبی پیدا خواهد کرد . متاسفانه به دلیل این که انتخاب معلمین در کشور با نگاههای پرورشی همراه نیست و در گزینش معلمان به توانمندیهای خاص توجه نمی شود و ملاک گزینش بر اساس نمره می باشد ، جایگاه قصه و قصه گویی و سایر فعالیتهای پرورشی در نظام آموزشی به خوبی قوام نیافته است .
اگر فعالیت قصه گویی توسط فردی ناتوان که با اصول قصه گویی آشنا نیست ، ارائه شود ؛ نه تنها نمی تواند موثر واقع شود بلکه علی رغم میل فطری کودک به قصه او را از محیط قصه فراری می دهد . در این رابطه ما با دسته های مختلفی از قصه گویان روبرو هستیم : قصه گو – مجری ها ، قصه گو -کتابدارها و قصه گو- معلمان .
در نظامهای آموزشی بیشتر شاهد قصه گو – معلمان هستیم ؛ یعنی آن دسته از قصه گویانی که برای کودکان در برنامه های آموزشی قصه می گویند ، اما علاقمند به کار قصه گویی نیستند ، در واقع آنان علاقمند به اجرای قصه توسط قصه گو نیستند .
به دلیل حاکمیت این دیدگاه در نظام آموزشی ، معلمین نمی توانند نقش قصه گویی را به خوبی ایفا کنند . معلیمن در نظامهای آموزشی باید بدانند که بین اجرای فعالیتهای آموزشی و فعالیتهای پرورشی و فوق برنامه ارتباطی بسیار عمیق وجود دارد. ممکن است بسیاری از معلمین برای بچه های خود در خانه قصه بگویند و با شناختی که از او دارند درباره ی علاقه ها ، ترسها ، یا محبت هایش قصه بگویند ؛ اما قصه در مدرسه ویژگی های خاص خود را دارد . شکل ارائه ی آن متفاوت است . قصه در مدرسه شور و عاطفه ی بیشتری را می طلبد و باید به کودک آزادی عمل بیشتری بدهد . قصه با توجه به نیاز های فطری مخاطب فرق می کند . برای این منظور باید کتابهای درسی سرشار از ادبیاتی غنی و مفید باشد . این ادبیات باید با مدیریت و برنامه ریزی آموزشی همسو بوده و در برنامه ی تحصیلی خللی وارد نکند . معلم می تواند با قصه به دانش آموزان مهارتهای پژوهشی را بیاموزد ، می تواند گوش سپردن به قصه و برانگیختن کودکان را با آنها تجربه کند .

● نظام تعلیم و تربیت و قصه گویی
علاوه برموارد فوق برنامه های آموزشی از جمله برنامه های چند رسانه ای می باشند . برنامه ی چند رسانه ای ، برنامه ای است که ترکیبی از دو یا بیش از دو شکل هنری است که هر کدام می تواند جایگاه خود را داشته باشد و در مجموع کل واحدی را بیافریند .
قصه گویی در نظام آموزشی می تواند با اشکال مختلف درسی بیامیزد ، به شرطی که روی برنامه ها به خوبی فکر شده باشد و ارتباط بین بخشهای آن منسجم باشد . موثرترین برنامه هاآنهایی هستند که بر درون مایه یا موضوع درسی یا نویسنده ای خاص متمرکز شده باشند .
برای آماده سازی یک برنامه ی درسی که بتواند در نظام تعلیم و تربیت مفید واقع شود باید در موادمورد استفاده ی آن دقت شود .
شرط موفقیت یک برنامه نظیر قصه گویی در مدارس روانی و موزون بودن آن است . در یک نظام تعلیم و تربیت باید بخشها مکمل هم باشند و در عین حال آنقدر قدرت داشته باشند که مستقل به کار آیند .
اگر چه امروزه به عواملی نظیر تفکیک بودجه و کاهش تعداد کارکنان در نظامهای آموزشی اشاره می شود ، با این حال رویکردهای تازه ای نسبت به فعالیتهایی نظیر قصه گویی درحال پیدایش است.
به نظر می رسد برای رفع مشکل عدم توانمندی معلمین به عنوان یکی از اصلی ترین عناصر آموزشی باید دوره هایی برای آنها برگزار شود . مدیران ، معلمین و سایر افراد دست اندرکار نظام تعلیم و تربیت بایستی نسبت به شرکت در برنامه های قصه گویی ترغیب شوند ، چون اگر بهترین قصه ها هم در خدمت شخصی که علاقمند به قصه گویی نباشد قرار گیرد و نتواند از عهده ی ارائه ی آن برآید ، در واقع کاری عبث انجام شده است .
دوره های آموزش ضمن خدمت که بعضا بی توجه به نیازهای واقعی معلمین برگزار می شود نتایج مفیدی را به دنبال نخواهد داشت ، اما با شناسایی افراد توانمند و علاقمند و برگزاری دوره های ضمن خدمت ویژه ی آنان کم کم نگرشها نسبت به قصه گویی تغییر خواهد کرد .
در تدریس معلم باید طرح درس خود را از قبل آماده کرده باشد و از شیوه های مختلفی برای ارائه ی مطلب به دانش آموزان سود بجوید ، اما متاسفانه در عمل چنین اتفاقی نمی افتد . معلم باید بداند که در عصر ارتباطات باید حجم دانسته هایش به حدی باشد که بتواند در برابر سوالات مختلف دانش آموزان پاسخگو باشد . با مسلط کردن خود به این تجهیزات است که او می تواند پله های موفقیت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد.
کسانی که شغل معلمی را برگزیده اند خود زمانی دانش آموز بوده اند و شرایط آموزشی و پرورشی را در مدارس تجربه کرده اند . علی رغم پیشرفتهای ظاهری هنوز اتفاق تاثیر گذاری در مدارس و در نحوه ی تدریس معلمین نیفتاده است . بایددر نظام آموزشی فرصتهایی فراهم شود که در برانگیختن انگیزه برای معلمین نقش کاربردی باشد .
همچنین برای کسب جایگاه مناسب برای فعالیتی نظیر قصه گویی لازم است در دانشگاهها و سایر موسسات مرتبط رشته ای خاص ایجاد گردد تا نیروهایی توانمند برای فن قصه گوی تربیت شوند .

مزیت های قصه گویی در پرورش خلاقیت کودکان ونوجوانان
اگر قصه از انواع ادبی مانند قصه های بومی، ادبیات داستانی، تخیلی، زندگینامه انتخاب شود. کودک یاد می گیرد که هر شکل ادبی دارای زبان، سبک و ساختاری منحصر به فرد است.او الگوهای زبان را یاد گرفته و درک خود از پی رنگ و شخصیت پردازی قصه را رشد می دهد، چیزی که در نگارش به او یاری خواهد رساند و در فعالیت های تجسمی، باعث درکی متفاوت از شخصیت ها، روایت ها و ارتقای تخیل بصری او خواهد شد.
کودکان و نوجوانان ، قصه ها وقصه گویان را دوست دارند و با اشتیاق و لذت به آن ها گوش می سپارند اما همان طور که گفته شد، انتخاب قصه و قصه گویی کاری ساده نیست و هر قصه ای برای خوانده شدن مناسب نمی باشد. قصه انتخابی می بایست که هماهنگ با فضای ذهنی و فکری کودک و نوجوان باشد و نیز با ظرفیت آن ها وشرایط زمانی خواندن قصه هماهنگ باشد. باید در انتخاب قصه به زمان و مکانی که در آن قصه گفته می شود، دقت کرد و اجرای فعالیت های ادبی و هنری را طوری برنامه ریزی کرد که قبل از انجام آن فعالیت ها، زمانی به قصه گویی اختصاص داده شود. البته مکان هم در قصه گویی و انجام فعالیت های ادبی و هنری پس از آن، در این امر مؤثر است به گونه ای که فعالیت های ادبی و هنری را می توان در فضای حیاط، طبیعت و یا هر لحظه و مکان خاص یا پیش بینی نشده نیز، تشکیل داد و قصه و نوع فعالیت می تواند با فضایی که بچه ها در آن قرار گرفته اند، هماهنگ شده و پیش بینی های آگاهانه مربی در فضاسازی فعالیت سهم ارزشی و کاربردی خاصی را دارد.

 
از آن جا که لازمه ی تشکیل و حضور فعالانه ی کودکان ونوجوانان در انجام فعالیت های ادبی وهنری برخورداری از نشاط است گاه، شنیدن یک موسیقی این نشاط را به کودک و نوجوان می بخشد. موسیقی و قصه، زوج طبیعی یکدیگرند.هرگاه آواز می خوانید قصه ای را می گویید که با موسیقی هماهنگ شده است و گاه گفتن یک قصه نشاط لازم را به کلاس می بخشد.قصه گویی در کلاس های ادبی و هنری، فاصله بین دست و فکر کودک را کم می کند و کودک این مطلب را درک می کند که می تواند به سادگی تصورات خود را مکتوب نوشتاری یا تصویری نماید و از این طریق ذهن کودک و نوجوان نیز به نشاط فکری می رسد به عبارت ساده تر کلام و صوت بستری تغزلی جهت نیل به تجسمی بصری و یا بلعکس خواهد شد.

ب-غنای تجربه و دریافت های زیبایی شناختی:
قصه و قصه گویی علاوه بر این که تجربه و دریافت زیبایی شناختی کودکان ونوجوانان را غنی می سازد، موجب آموزش انضباط ذهنی و تأمل عقلی هم می گردد و این غنای تجربه و دریافت زیبایی شناختی با پرورش قوای تخیل و فهم در آن ها همراه می شود و به این ترتیب توانایی آن ها برای واکنش نشان دادن در برابر هنر پرورش پیدا می کند و بی گمان استعدادهای بالقوه آن ها از جمله در زمینه های ادبی و هنری نمایان می گردد .

ج-غنی سازی تصویرهای ذهنی و تقویت تجسم وتخیل:
قصه ها بر تخیل و تصور کودک و نوجوان تأثیر فراوانی می گذارند. همچنین باعث غنی سازی تصویرهای ذهنی کودکان ونوجوانان می شوند و آن ها را با بار حسی و عاطفی موجود در قصه ها آشنا می کنند.اتفاقات خارق العاده و ماجراهای در دل داستان ها و قصه ها ، تصویرهای به آن ها می دهند که امکان خروج از دنیای واقعی را به آن ها می بخشند. قصه گویی به شناخت کودک و نوجوان از دنیای اطرافش کمک می کند و در ضمن او را با نمادها ی عینی و ذهنی آشنا می گرداند و سپس کودک و نوجوان، توانایی تبدیل این نماد ها را در قالب آثارشان می یابند همچنین قصه گویی، فاصله میان قدرت خواندن و قدرت درک کردن را در کودک پر می کند. تجسم و تخیل او را تقویت می کند و او را آماده می کند برای انجام فعالیت های ادبی و هنری تفکری خلاق محور و پویا داشته باشد.

د-زبان آموزی و گسترش گنجینه ی لغات و انتقال ارزش ها:
قصه ها در زبان آموزی نقشی پررنگ دارند و نیز از نظر پرورش ذوق و خلاقیت کودکان و نوجوانان دارای اهمیت فوق العاده ای می باشند از این جهت مربی را برای رسیدن به اهدافش در انجام فعالیت های ادبی و هنری یاری می دهند و بدیهی است، کودک و نوجوان را به کنش و گویش خلاق می کشانند. قصه گویی را در کنار همه محاسنی که دارد، می توان هم یک فعالیت ادبی به حساب آورد و هم یک فعالیت هنری. از آن جا که قصه گو همچون یک نقاش و یا تصویرگر عمل می کند اما ابزار کارش به جای رنگ ها ، کلمه ها و واژه هاست. او با قصه گویی اش به بچه ها قدرت تجسم می بخشد و در عین حال که کلمه ها را به گوش مخاطبانش می رساند، آن ها را با آن کلمات و ترکیبات مأنوس و صمیمی می گرداند به طوری که بچه ها پس از شنیدن داستان تکیه کلام ها یا جمله های خاص و تکرار داستان را به خاطر سپرده و بازگو می کنند از این نظر در زبان آموزی و کسترش گنجینه ی لغات کودکان و نوجوانان تأثیری فوق العاده را دارا می باشد و رویات و شرح مبانی شخصیت ها و مکان ها، شناختی خلاقانه را به کودک واگذار می کند.

ه-تربیت خیال فرهیخته در کودکان و نوجوانان:
ارزش قصه گویی در کلاس های ادبی و هنری در این است که بینش تخیلی کودک و نوجوان را بارور می سازد و قدرت تصور آنان را تقویت می کند و به بیانی دیگر به آن ها این امکان را می دهد که برای شناخت پدیده ها از تجسم ، تصور و تخیل خود استفاده کنند و البته با تربیت تخیلشان، آنان را به سوی خیال فرهیخته هدایت می کند.

و-تقویت مهارت های شنیداری و هدایت به سمت شنیدن خلاق:
اولین آشنایی با ادبیات از طریق شنیدن است و قصه گویی برای بچه ها به تقویت مهارت شنیداری آن ها می انجامد و در عین حال، با انجام فعالیت های هنری و ادبی به تقویت مهارت های دیداری و تجسمی آن ها کمک می کند.کودکان در کلاس های ادبی برای شروع فعالیت نوشتن ، گاهی دچار ترسی خاص هستند و شنیدن یک قصه آن ها را در یک فرایند اندیشیدن، کشف کردن در گیر می کند و این لذت ، خیال آن ها را برای نوشتن آسوده تر می گرداند.
اندیشه و عاطفه کودک و نوجوان حاوی ذخیره های گوناگون فرهنگی، ادبی ، هنری، علمی و … است . مربی و والدین می توانند با انتخاب یک قصه مناسب و مطرح کردن سؤالات مرتبط پس از قصه گویی، به این گنجینه ی ذهن و خیال کودکان ونوجوانان دست پیدا کرده و با این ابزار تربیتی ، شنیدن خلاق را در بچه ها تقویت کنند و از این طریق آن ها را به نقاشی کردن ، ساختن و یا مکتوب کردن خلاقانه ذهنیاتشان سوق دهند.اگر شنیدن به یک مهارت تبدیل شود طوری که به درک عمیق بیانجامد، فرایند شنیدن خلاق اتفاق می افتد و خلاقیت های کلامی و شفاهی و نوشتاری و تجسمی کودک و نوجوان ، زمانی بروز پیدا می کند که نمونه های برتری برای آن ها قصه گویی شود بنابراین لزوم انتخاب نمونه های برتر از جانب مربی برای قصه گویی نیز احساس می شود ودر این مهم ،قطعا ارتباط خود مربی یا والدین با قصه یا روایت مطرح شده،اصلی ضروری است و به بیان دیگر در برخی مواقع باید قصه گو در قصه جریان داشته و راوی صرف نباشد.

ز-تبدیل اندیشه ها و تخیلات در قالب رمزهای کلامی و تصویری:
در هنگام شنیدن قصه، کودک و نوجوان به ترکیب شنیده ها با تجربیات شخصی اش می پردازد و چه بسا که این فرایند زمینه ساز خلق آثاری جدید گردد. بنابراین قصه گویی در انجام فعالیت های ادبی وهنری امکان تجربه کردن را برای کودک و نوجوان فراهم می آورد و در عین حال زمان کافی را برای بازخوانی عواطف و احساساتش به او می بخشد واین همه باعث می شود که مرحله ی بعدی را بهتر پشت سر بگذارند که همانا مرحله ی تبدیل اندیشه ها وتخیلاتشان در قالب رمزهای کلامی و تصویری است.

ح-شگفت زدگی و ایجاد شور و شوق برای آفرینش:
یکی از خصلت های کودکی ونوجوانی شگفت زدگی است که لذت شنیدن قصه در آن ها را بالا می برد و در آن شور و شوق می آفریند تا به تخیلات خودشان هم هستی ببخشند . علاوه بر این قصه گویی یکی از محرک هایی است که موجب به پرواز در آمدن بار تخیل درذهن و روان کودک و نوجوان خواهد شد.کارکرد تخیل در دوران کودکی به منزله سرمایه ی خلاقیت و انعطاف و سیال بودن ذهن است.افسانه ها و داستان های تخیلی موجب توسعه ی اندیشه و ظرفیت ذهنی آنان می شود. قصه تأثیری عمیق بر روان، زبان و رفتار و شخصیت کودکان و نوجوانان می گذارد و همچنین نیرو و انگیزه ای در کودکان و نوجوانان ایجاد می کند که می توان از این انگیزه و نیرو در انجام فعالیت های ادبی و هنری استفاده کرد. به این ترتیب که قصه ها زنجیره ای از حوادث اند و کودک با تعقیب حوادث داستان به کنکاش در دنیای بیرون می پردازد و هنگامی که زمینه را برای بروز این احساس، مناسب می بیند به خلق اثر دست می زند.

ط-بیان احساسات واقعی در کودکان و نوجوانان:
با قصه گویی برای اعضای نوجوان، آن ها یاد می گیرند که به احساسات و خواسته هایی که به هر دلیل( شرایط خاص سنی،کم رویی و خجالت و…) قادر به بیان کردن آن ها نیستند و یا تمایلی به مطرح کردن آن ها در گروه همسالان ندارند، اهمیت داده و آن ها را با تخیل خود آرایش دهند و در قالب داستان ها و آثار ادبی که خلق می کنند، زینت بخشند. بنابراین کودکان ونوجوانان به زودی می فهمند که در حین نوشتن ، بدون سانسور کردن احساسات واقعی و فقط با پوشاندن جامه ی کلمات مکتوب بر تن احساسات و عواطف شان، می توانند مطرح گردند و احساس همدردی و مشترک بودن خواسته ها و عواطف شان در آثار دیگر دوستانشان به آن ها آرامش و اطمینان می بخشد وآن ها را برای حضور در کلاس ها مشتاق تر می گرداند.

ی-ایجاد آرامش و تخلیه ی روانی:
کودکان و نوجوانان هنگام شنیدن یا خواندن قصه با شخصیت ها همراه می شوند و در فضای قصه جاری می شوند و صمیمیت و صفا می یابند. قصه و قصه گویی همچون امواج آرام آب، آن ها را به آرامش لازم می رساند تا هنگامی که آن ها یک بحران را پشت سر می گذارند یا درگیر احساساتشان هستند (غم، شادی، تنهایی و..) با شنیدن قصه ای متناسب با سن و حتی موقعیت و احوالاتشان ، تخلیه روانی گشته به آسانی دست به آفرینش می زنند.این تخلیه روانی در کودکان یا نوجوانانی با استعدادهای گوناگون ، به شکل های مختلف بروز پیدا می کند. به نحوی که یکی را به ورطه نوشتن می کشاند و دیگری را به حوض نقاشی و بازی با رنگ و انجام کاردستی واجرای نمایش و…

ک-انتقال فرهنگ شفاهی و ایجاد ارتباط کلامی و غیر کلامی:
آثاری که حاصل اجرای طرح های ادبی و هنری آمیخته با قصه و قصه گویی بوده است، نشان از ارتباط خوب کودکان و نوجوانان با این گونه طرح ها می دهد. قصه در انجام فعالیت های ادبی و هنری، ابزاری برای انتقال فرهنگ شفاهی و ایجاد ارتباط کلامی و غیر کلامی مؤثر بین کودکان و نوجوانان است که با هدایت مربی شکل گرفته و جریان می یابد.قصه گویی در حین انجام فعالیت با تقویت زمینه ی تخیل، بستر لازم را برای خلق اثر به عضو می بخشد و گاه نیز با قصه گویی می توان موضوع مورد نظر را بدون نیاز به توضیح مطرح کرد البته قصه گویی در کلاس های ادبی و هنری می بایست به گونه ای باشد که بچه ها را در قصه مشارکت دهد و یکی از بهترین ابزارهای آموزشی الگوبرداری این است که وقتی بچه ها مشغول نوشتن هستند، مربی هم بنویسد و یا با بچه ها نقاشی کند، و گاه با بیان نکته یا فرمی ، توجه کودک و نوجوان به زیبایی شناسی یا رمز و راز نهفته در قصه یا داستان جلب شود.

ل-دقت در اتفاقات و سوژه های اطراف و پیوندهای فرهنگی و انسانی:
کودکان و نوجوانان در جریان شنیدن قصه فعال می شوند و حتما اگر قبل از گفتن قصه، از آن ها بخواهیم که در پرسش و پاسخ های بعد از قصه شرکت کنند و نظر خود را در مورد قصه بگویند، توجه و دقت شنوایی آن ها تقویت می گردد که این مهم یکی از اهداف اولیه انجام فعالیت های ادبی و هنری است که دقت آن ها را در دیدن و شنیدن اتفاقات و سوژه های اطرافشان پرورش می دهد. همچنین با پرورش تخیل ،گاه دیده شده است که آن ها به دخل و تصرف در داستانی که شنیده ، دست می زنند و از دل داستان شنیده شده، داستانی دیگر می سازند که به راحتی می توان از این طریق، یک طرح ادبی و هنری به اجرا در آورد که در ادامه به نمونه هایی از این طرح ها و مراحل اجرای آن ها اشاره می شود.
تیناجیل گردن می گوید:
گفتن قصه های شفاهی ، کودکان را بر می انگیزد که درباره آن ها بنویسند،از قصه ها تقلید کنند و نیز از آن ها همچون آغازگری برای خلق آثار خود استفاده برند.

● پیشنهادات
آنچه در این مقاله به آن پرداخته شد ، درواقع بررسی نظام آموزشی کشور و رویکردهای موجود در آن بود و سعی شد با تکیه بر مطالب صاحبنظران ، به جایگاه قصه گویی و تاثیری که می تواند بر مخاطبان داشته باشد مطالبی ارائه شود . آنچه به نظر می رسد این است که درقدیم در مکتب خانه ها بسیاری از مسائل با زبان قصه به مخاطبان منتقل می شد ، اما در نظام آموزشی امروزی از این ابزار سود برده نمی شود ؛ حال آنکه در کتابهای جدید آموزش ابتدایی درسهایی با زبان قصه برای کودکان گنجانده شده است ، که این امر می تواند جایگاه سابق قصه و قصه گویی را در نظام آموزشی تجدید کند .
دراین مقاله نویسنده با تجاربی که در مدت کار در کانون پرورش فکری کسب کرده و با حضور در جشنواره های قصه گویی یه این نتایج دست یافته است که :
با تشکیل گروههای قصه گویی در مدارس ، حضور مربیان کانون در مدارس و ارائه ی قصه های جذاب و استفاده از شیوه های خلاق در قصه گویی توسط مربیان می تواند زمینه را برای بهبود وضعیت قصه گویی در مدارس فراهم کرد.
علاوه بر آن دوره های آموزش ضمن خدمت ویژه معلمین و معرفی منابع غنی ادبی به آنها از سوی مراکزی نظیر کانون که قصه گویی را به عنوان یکی از فعالیتهای اصلی در سر لوحه ی برنامه های خود دارد ، می تواند جایگاه واقعی قصه گویی و نقشی که می تواند در آموزش و پرورش کودکان ایفا کند را به معلمین نشان بدهد.
برگزاری جشنواره های قصه گویی بین معلمین ابتدایی وهمچنین جشنواره ی رقابتی بین مربیان کانون و معلمین مدارس نیز می تواند جایگاه قصه گویی رابهبود بخشد .
همچنین کانون به عنوان متولی قصه گویی در کشور باید در شیوه های برگزاری این فعالیت در کانون تجدید نظر انجام دهد تا زمینه ی بروز و ظهور استعدادهای جدید در قصه گویی فراهم شود . مثلا کانون می تواند قصه گویی و کتابهایی در این زمینه و به ویژه کتاب قصه ها را به خانواده ها امانت دهد تا علاوه بر ایجاد فرهنگ مطالعه هنر قصه گویی در خانواده ها زنده بماند

فهرست منابع:
-پولادی ، کمال ، بنیادهای ادبیات کودک ، تهران ، کانون
-چمبرز ، دیویی. قصه گویی و نمایش خلاق . تهران . کانون
-داد ، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی .تهران . نشرمروارید
-دلاور، علی . روش تحقیق در روان شاسی و علوم تربیتی . نشر ویرایش
-شاه آبادی ، حمید رضا . مقدمه ای بر ادبیات کودک . تهران . کانون
غنی ، رضا . اصول و روشهای قصه گویی . تهران . کانون (حوزه معاونت فرهنگی )گرین ،الین . هنر و فن قصه گویی ،‌ تهران ، نشر ابجد
-معین ، محمد . فرهنگ فارسی . تهران . نشر مرکز
سایت کودکان ( www.urmiacity.com)
سایت تبیان ( www.bete.tebyan.net)
مجله ی رشد تکنولوژی آموزشی . دوره ی صحافی شده . سال تحصیلی ۸۳-۱۳۸۲
_شکوفایی خلاقیت،دکتر ترزا آمابلی،ترجمه:حسن قاسم زاده-پروین عظیمی،نشر دنیای نو،بهار

۶ دیدگاه براي " نقش قصه در پرورش فکری و خلاقیت کودکان و نوجوانان "

دیدگاهی بنویسید