postheadericon نگین حلقه ی کانون

اگرچه عرض هنر پیش یار بی ادبی است
هنر فقط کف دست مربی ادبی است
گهی به مولوی و گاه حافظ و سعدی
و گاه هم که مرید محمد چلبی است
زبان رسمی دنیا اگر چه لاتین است
مربی ادبی لیکن عاشق عربی است
نه موج منفی و نه عقده ای و نه بدبین
نه اشتباه نگیر او فقط کمی عصبی است !
قیاس  گونه ی او با مربیان دگر
مثال ماه شب چارده به شبی است
مربیان همه درگیر علت و معلول
و او که عاشق هر فعل بی سببی است
مدیرکل و مربی و کارشناس ، به کل
به اتفاق فرایندشان همه ادبی است
ادبیات ترقی می آورد ، انگار
میان مرتبه داران کشور این نسبی است
کمش که فوق لیسانس است مدرک آنها
که گفته مدرک آنها کیلویی و وجبی است ؟
آچار فرانسه تر از او ندیده بودم من    
نگین حلقه ی کانون چنین ابوالعجبی است
مربیان همه این بنده را حلال کنند
غرض نشاندن لبخند کوچکی به لبی است !

سیده محدثه حسینی – مربی ادبی پاسخگو کانون استان گلستان

 

۲ دیدگاه براي " نگین حلقه ی کانون "

  • سمیه سرگزی:

    محدثه ی عزیز
    بسیار دلنشین وقشنگ بود
    من باوجود فرهنگی شدن هنوز هم خودم رو ادبی می دونم!
    خاطرات۱۰سال مربی پاره وقت ادبی بودن برام دوباره مرورشد!!!!
    اما توی کانون همه ی مربیان آچارفرانسه هستند!!!!
    درهیچ سازمانی هیچ کارمندی باعشق کارخدمات و باغبان و آشپز و بنا و معلم وسرایدار روعلاوه برمسئولیت خودش انجام نمیده!!!!جز یک کانونی و یک مربی!!!!
    موفق باشی وپایدارکه حدیث درد رو زیبا سرودی…

  • رشید حسینی مربی ادبی شاهین دژ:

    دست مریزاد پس از ۱۲سال مربی پاره وقت ادبی بودن اعتراف می کنم سروده شما

    بهترین وشاید نخستین نوشته در حمایت از مربیان ادبی است امیدوارم این راه

    ادامه داشته باشد

دیدگاهی بنویسید