postheadericon همشیره ی باران و آب

مژگان خوش طبع – مربی مسوول مرکز فرهنگی هنری مهاجران استان مرکزی
 

تاخاک دلها را به سر سبزی کشانم  
با هرنگاهم بذر الفت می فشانم
 
یک شب اگر آه دلم تا آسمان  رفت
فریاد باغ تشنه را هم می رسانم

من هم شریک تشنگی های کویرم
هم در ضیافت های باران میهمانم

حس می کنم همشیره باران و آبم
این قدر من با اطلسی ها مهربانم

شب تاب  هم فهمید از بیتابی من
در انتظارمعجزی  از آسمانم

من داغ های  لاله ها را می  شمارم
تا روزهای انتظارم را بدانم

از دفتر ناگفته‌های قلبم ای کاش
یک جمله اش می آمد از دل بر زبانم

۹ دیدگاه براي " همشیره ی باران و آب "

  • سمیه سرگزی:

    همکار گرامی خانم خوش طبع عزیز
    طبع شعرتان نیز چون فامیلیتان خوش و شیرین و دلنشین بود!
    زلال اندیشه تان را سپاس امیدوارم همیشه ی ایام سبز و مستدام باشید.
    دوست و همکار همیشگیت از سیستان و بلوچستان

    • خوش طبع:

      سلام و عرض ارادت سمیه ی نازنین

      مثل همیشه حرفهایت از سر مهربانی و لطف است هر کجایی هر چند دور
      احساس و محبتت نزدیک نزدیک است،همین جا ،کنار دلم…

  • حسین قربانزاده:

    از دفتر ناگفته‌های قلبم ای کاش
    یک جمله‌اش می‌آمد از دل بر زبانم

    همکار ارجمند بسیار عالی بود
    از این‌که ما را در حس لطیف خود سهیم کردید ممنون

    راستی که دل هر انسان خوب و روشن
    حرف‌های سبز و نورانی بسیار دارد
    گاه حس می‌کنم جنگلی نامریی است که عطر و بوی خاصی دارد
    مدت‌هاست به این جنگل نامریی دل‌ها فکر می‌کنم
    که البته کاه تاریک و ترسناک هم می‌شود
    مثل برخی جنگل‌ها
    اما دل انسان‌های خوب همیشه بخش زیبا، امن و روشن این جنگل نامریی است.

    رمانی در مورد این جنگل نامریی دل می‌نویسم
    کاش بتوانم از عهده‌اش برآیم.

    • خوش طبع:

      سلام
      همکار گرامی جناب آقای قربانزاده
      احساس و لطافت طبع شما قابل تقدیر است،کلمات شما سحر آمیزو جادویی
      آنچنان که باعث شدخودم دوباره برگردم و شعرم رابخوانم!!!شعر سالهای دور
      سپاس از محبت بیکران شما
      منتظر رمان زیبایتان هستیم موفق و سرافراز باشید.

  • علی معراجی راد اسفراین:

    همکار گرامی سر کار خانم خوش طبع سلام علیکم :
    از خواندن شعرتان واقعا لذت بردم
    همکار بزرگوار هر چند شما را از نزدیک زیارت نکرده ام اما حس عجیبی با خواندن شعر نابتان به من دست داد و احسا می کنم شما خواهر بزرگوار در مرکز ما هستی . حقیقتا کانون و کانونی در هر کجای این مملکت پهناور باشند عزیز دلند . دست مریزا و خداقوت انشا الله همیشه ایام مستدام و آسمانی باشید .
    همکار کانونی شما علی معراجی راد از خراسان شمالی شهرستان شهید پرور و ادب خیز اسفراین

    • خوش طبع:

      سلام همکاربزرگوارم
      سپاس بیکران از محبت بی انتهای شما
      غیرازاین هم نیست کانون یک خانه است و ماهمه یک خانواده ی صمیمی
      که احساسمان به هم نزدیک است و غم وشادمانی یکدیگر رادرک میکنیم
      باشد که همواره شادی باشد و نشاط و سرافرازی برای تک تک این خانواه ی
      پر مهر.

  • فریبا نوروزیه:

    درود بر همکار توانمند و خوش ذوق و شاعرم سرکار خانم خوش طبع

  • خوش طبع:

    سلام
    با سپاس ازسرکار خانم نوروزیه کارشناس پرتوان روابط عمومی استان مرکزی
    که با مهربانی شعری ازسالهای دورواز نشریات قدیمی انتخاب کرده اند
    ممنون ازحسن لطف ایشان و سپاس ازشما همکاران که بادیده ی مهر میخوانید.

  • درود بر خانم خوش طبع .شعر بسیار زیبایی سرودی خیلی دلنشین بود. مثل همیشه دستان پرتوان خدا قوت.

دیدگاهی بنویسید