postheadericon گره که می افتد

گمانم بود از این درخت به آن درخت
از این پرنده به آن پرنده
گشایش است.
پاییز را دوره کردم
هیچ خاطره ای از تو به من باز نگشت
حالا سال هاست
گره که می افتد به بند کفشم
به گیسوانم
به پیشانیم
با سرانگشتان هیچ کس
گشایشی نیست….

محبوبه بزم آرا، کارشناس روابط عمومی کانون استان خراسان رضوی

دیدگاهی بنویسید