مطالب گذشته در موضوع : شعر

postheadericon شب درماندگان

ستاره رفیعیان

در جوابم همیشه می¬گوید یک مریضی مختصر دارد
ظاهرا گرچه ساکت است اما مادر از درد خود خبر دارد

postheadericon در شرقی ترین افق

چند کویر مانده به تو
آغاز میشود جهان
آنجا که بادهای صد و بیست ساله

postheadericon «سپید»

انسیه موسویان

در من برف سنگینی باریده،
مرا ببخش
در برف
گنجشک‌ها پرحرف‌تر می‌شوند

postheadericon مادرم بیدار شد

کارهایم شد زیاد
چون که مادر خسته است
ظرف ها را شسته و
چشم‌هایش بسته است

postheadericon « حسرت»

تو با من و بی منی، تو نزدیکی و دور
من سایه ی مه گرفته، تو چشمه ی نور

postheadericon دلی لبریز از احساس،عباس(ع)

غمت را با دل پرپر نوشتم
غمت را با دو چشم تر نوشتم
کنار خیمه ها، تنها نشستم
از اندوه دل خواهر نوشتم

postheadericon «نگرانی»

برای گلهای باغچه نگرانم
نگران روزی
که تو

postheadericon و من آتش گرفتم،سوختم؟یا…

hekmati

بسوزان دفترم را از خجالت
غزل های ترم را از خجالت
تو بی سر باشی و عمری چگونه
نگه دارم سرم را از خجالت

postheadericon سرمشق‌ها

nazari-habib1

نوشتم پر کبوتر شد دوبیتی
نوشتم لاله پرپر شد دوبیتی
نوشتم آب لب‌هایش ترک خورد
فدای کام اصغر شد دوبیتی

postheadericon گنجشک ها و درخت پرنده فروشی

گنجشکها
چه شادمان و
آسوده خاطر
فرود می آیند

postheadericon شانه زدن خیال باد

دربن بست کوچه ی حنجره ها
انبار باروت نشت کرده
خیال باد را شانه زدن

postheadericon بادبادک جانم

قهر کرده با من
بادبادک جانم
از نگاهش امروز
غصه را می خوانم

postheadericon «بی تو»

بی تو، تهی ام، شکسته ام، ناچیزم
دلتنگ تر از غروب یک پاییزم

postheadericon با تاجی از حرف های نبافته

امپراطوری برف بر قله نشست
با تاجی از حرف های نبافته
زمین؛
سکندری خورد

postheadericon دوست مشترک

هر روز صبح
به یک پنجره خورشید
مهمان‌مان می کنی
و شب ها

postheadericon همشیره ی باران و آب

تاخاک دلها را به سر سبزی کشانم
با هرنگاهم بذر الفت می فشانم

یک شب اگر آه دلم تا آسمان رفت
فریاد باغ تشنه را هم می رسانم

postheadericon حرف هایش

ابر هر جا می نویسد
واقعا گل می نویسد
گاه گاهی روی جاده
گاه بر پل می نویسد

postheadericon گل محمدی

به زمین گفت که سرسخت نباش
نرم شو مثل حریر مهتاب
چشمه را گفت از این سمت بیا
دانه ی زیر زمین را بده آب

postheadericon باران ، تولد ، ترانه

درسرانجام باران ،تولد ،ترانه
دلخوشم با تمام دلت صادقانه
چشم هایی که سرسخت درانتظارت
می خورد باردیگر فقط تازیانه

postheadericon پدرم

پدرم
هرروز
زودتر از خورشید بیدار می شود